تبلیغات
یا مهدی (عج) تا کی انتظار

قرآن در کلام بزرگان

اگر اندیشه محمد (ص) خرافی بود واگر قرآن او وحی الهی نبود هرگز جرات نمی کرد بشر را به علم دعوت کند هیچ بشری و هیچ طرز فکری به اندازه محمد (ص) و قرآن ، به دانش دعوت نکرده اند تا آنجا که در قرآن نهصد و پنجاه بار از علم و فکر و عقل سخن به میان آمده است.

گوته شاعر و نویسنده معروف آلمانی

سالیان دراز کشیشان از خدا بی خبر ما را از پی بردن به حقایق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن دور نگه داشته اند . اما هر قدر که ما قدم در جاده علم و دانش نهاده ایم و پرده تعصب را دریده یم ، عظمت احکام مقدس قرآن ، بهت و حیرت عجیبی در ما ایجاد نموده است . به زودی این کتاب توصیف ناپذیر ، محورافکار مردم جهان می گردد.

آلبرت انیشتاین

قرآن کتاب جبر یا هندسه نیست ، مجموعه ای از قوانی است که بشر را به راه صحیح ، راهی که بزرگترین فلاسفه و دانشمندان دنیا از تعریف و تعیین آن عاجزند هدایت می کند.

پرفسور آرتو آربری

که یکی از مترجمان مشهور قرآن به زبان انگلیسی است ، می گوید: زمانی که به پایان ترجمه قرآن نزدیک می شدم سخت در پریشانی به سر می بردم : اما قرآن آنچنان آرامش خاطری به من می بخشید که برای همیشه به خاطر خواهم داشت . من در حالی که مسلمان نیستم قرآن را خواندم تا آن را درک کنم و به تلاوت آن گوش دادم تا مجذوب آهنگهای نافذ و مرتعش کننده اش شوم و تحت تاثیر آهنگش قرار گیرم و به کیفیتی که مسلمانان واقعی و نخستین داشتند نزدیک گردم تا آن را بفهمم .

نویسنده: پروفسور هانری کربن فرانسوی
--------
منبع :
ghadeer.org


  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : دوشنبه 5 مهر 1389
  • نظرات()
  • مرگ و معاد كافران در قرآن - بخش دوم

    عالم برزخ

    مطلب سوم اینست كه از آیات قرآن كاملا این مطلب استفاده‏مى‏شود كه غیر از دنیاى قیامت كه در آن به حساب كلى افرادرسیدگى مى‏شود،دنیاى دیگرى در بین این دنیا و دنیاى قیامت وجود دارد كه آن را اصطلاحا مى‏گویند عالم برزخ. برزخ یعنى حائل وواسطه.عالم برزخ یعنى عالمى كه در بین عالم دنیا و عالم آخرت قرارگرفته.و لهذا در عالم برزخ هم با اینكه هنوز حساب كلى افرادرسیدگى نشده است و در قیامت باید رسیدگى بشود،افراد مختلفند،بعضى متنعمند و بعضى معذب.این است كه فرموده‏اند: القبر اماروضة من ریاض الجنة،او حفرة من حفر النیران عالم قبر براى‏انسان یا به منزله باغى است از باغهاى بهشت و یا به منزله گودالى است‏از گودالهاى جهنم.اهل سعادت،از همان آن توفى و مردن، سعادتشان‏شروع مى‏شود،و اهل عذاب،از همان آن مردن،عذاب برزخیشان آغازمى‏گردد.این آیه بر همین مطلب دلالت مى‏كند.قرآن نمى‏گوید كه قبل‏از قیامت،مردم،چه سعید و چه شقى همین طور منتظر نگهداشته‏مى‏شوند براى محاكمه نهایى و تا آن وقت همه در یك حالت انتظار بسرمى‏برند.و لهذا مى‏فرماید اگر ببینى آن زمان را كه فرشتگان مى‏آینداخذ مى‏كنند،توفى مى‏كنند،تحویل مى‏گیرند به تمام و كمال كافران راو فقط بدنشان مى‏ماند كه بعد مى‏پوسد،و اینها را معذب مى‏دارند(عذاب عالم برزخ).این بدن دیگر در كار نیست ولى معذلك عذابش‏هست. یضربون وجوههم و ادبارهم از پیش رو و پشت‏سر،اینها رامى‏زنند و به آنها مى‏گویند عذاب سوزان را بچشید. ذلك بما قدمت‏ایدیكم،و ان الله لیس بظلام للعبید .این آیه دو فراز دارد:یكى ذلك بما قدمت ایدیكم و دیگر: و ان الله لیس بظلام للعبید .این‏دو فراز مكمل یكدیگرند.وقتى كه صحبت عذابهاى دردناك مى‏شود،فورا به ذهن انسان مى‏آید كه چرا خدا چنین عذاب مى‏كند؟آیا این العیاذ بالله ظلم نیست از طرف خداوند؟قرآن همیشه اینطور جواب‏مى‏دهد: ذلك بما قدمت ایدیكم اینها همه به موجب آن چیزهایى‏است كه دستهاى خودتان آنها را پیش فرستاده است،یعنى تمام این‏عذابها و متقابلا نعیمها،عذابها و نعیمهایى است كه به دست‏خودتان‏آنها را پیش فرستاده‏اید.خدا هرگز به بندگان خودش ظلم نمى‏كند.
    آیات قرآن كه این مطلب را مى‏رساند زیاد است.در قرآن،همیشه‏عموم مشیت الهى به چشم مى‏خورد یعنى قرآن در مسئله مشیت الهى‏چنین نیست كه مثلا ثنوى باشد و بگوید بعضى امور تحت مشیت الهى‏است ولى بعضى دیگر تحت مشیت الهى نیست;بلكه مى‏گوید همه چیزتحت مشیت الهى است ولى انتساب هر چیزى به اراده خداوند از مجراى‏سبب و علت‏خودش است.كارهاى بشر هم انتسابش به خداوند ازطریق خود بشر و اختیار و اراده اوست.

    آیا اسلام یك دین جبرى است؟

    بعضى افراد كه فقط آیاتى را مى‏بینند كه مى‏گوید همه چیز به‏اراده خداست،خیال مى‏كنند كه قرآن چون فرموده همه چیز به اراده‏خداست پس قائل به اسباب و مسببات و از آن جمله قائل به اختیار واراده بشر نیست.مخصوصا اروپاییها اغلب وقتى درباره اسلام اظهار نظرمى‏كنند اسلام را العیاذ بالله یك دین جبرى معرفى مى‏كنند یعنى دینى‏كه براى بشر هیچگونه اختیار و اراده‏اى قائل نیست.ولى واضح است‏كه این،یك تهمت به قرآن است.من در كتاب كوچك‏«انسان وسرنوشت‏» این مسئله را تا اندازه‏اى بحث كرده‏ام. قرآن به شكلى عموم مشیت الهى و عموم قضا و قدر را قائل است كه هیچگونه منافاتى بین‏آن و اختیار و اراده بشر نیست.از جمله آیاتى كه مسئله اختیار و اراده‏بشر را به طور جدى مطرح فرموده است همین آیه و چند آیه بعدى است.

    ادامه مطلب


  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : شنبه 3 مهر 1389
  • نظرات()
  • مرگ و معاد كافران در قرآن - بخش اول

    و لو ترى اذ یتوفى الذین كفروا الملائكة یضربون وجوههم‏و ادبارهم و ذوقوا عذاب الحریق.ذلك بما قدمت ایدیكم و ان‏الله لیس بظلام للعبید كداب آل فرعون و الذین من قبلهم كفروابآیات الله فاخذهم الله بذنوبهم ان الله قوى شدید العقاب‏ذلك بان الله لم یك مغیرا نعمة انعمها على قوم حتى یغیروا مابانفسهم و ان الله سمیع علیم كداب آل فرعون و الذین من قبلهم‏كذبوا بآیات ربهم فاهلكناهم بذنوبهم و اغرقنا آل فرعون و كل‏كانوا ظالمین .
    آیه اولى كه تلاوت شد،حالت بسیار ناهنجار و دردناكى را كه كافران در حین قبض روح دارند بیان مى‏كند.مكرر گفته‏ایم كه‏روح كفر عبارت است از عناد ورزیدن در مقابل حقیقت.روایتى‏هست در كافى از امام باقر علیه السلام كه مضمون آن این است:كل‏ما یجر الى الایمان و التسلیم فهو الاسلام و كل ما یجر الى الجحودفهو الكفر (1) یعنى هر چیزى كه بازگشتش به این باشد كه وقتى انسان‏در مقابل حقیقتى قرار مى‏گیرد و تشخیص مى‏دهد كه این حقیقت است،تسلیم باشد،این برمى‏گردد به ایمان;و هر چیزى كه بازگشتش به این‏باشد كه وقتى انسان در مقابل یك حقیقتى كه تشخیص مى‏دهدحقیقت است قرار مى‏گیرد عناد و مخالفت بورزد و انكار بكند،روح‏كفر است.
    كافرانى كه در مقابل پیغمبر اكرم(ص)قرار گرفته بودند،خداوند آنها را اینچنین مستحق عذاب دنیا و آخرت مى‏داند.این بدان‏جهت است كه اینها با تشخیص این كه رسول اكرم(ص)كیست وسخنش چیست عناد مى‏ورزیدند.از این جهت است كه این مخالفت‏اینها كفر به معنى واقعى است.حالا قرآن كریم وضع قبض روح اینها رابیان مى‏كند كه با چه شدتى است و آغاز معذب شدن اینهاست.
    مى‏فرماید:و اگر مشاهده كنى آنگاه كه فرشتگان الهى،اینها را قبض‏مى‏كنند و تحویل مى‏گیرند چگونه از پیش رو و شت‏سر مى‏زنند و به‏اینها مى‏گویند اكنون این عذاب سوزان را بچشید.

    چرا به «مردن‏» مى‏گوییم «وفات‏» ؟

    راجع به این آیه چند مطلب هست كه باید درباره آنها صحبت‏بكنم.یكى اینكه قرآن‏<مردن‏»را<توفى‏»تعبیر مى‏كند كه ما هم الآن‏در اصطلاح خودمان مى‏گوییم فلانى وفات كرد.چرا ما به‏«مردن‏»مى‏گوییم‏«وفات‏»؟كلمه‏«فوت‏»كه ما به كار مى‏بریم[از این ماده‏نیست و]غیر از لغت‏«وفات‏» است.بعضى‏ها خیال مى‏كنند كلمه‏«فوت كرد» با «وفات كرد»یكى است.نه، فوت یك معنى دارد ووفات معنى دیگر،و این معنى كه عرض مى‏كنم در لغت فوت نیست،درلغت وفات است،و قرآن راجع به مردن،كلمه‏«توفى‏»را به كارمى‏برد كه از ماده‏«وفات‏»است نه از ماده‏«فوت‏».«فوت‏»معنایش‏از دست رفتن است.مى‏گوییم: <نماز من فوت شد»یعنى از دستم رفت.
    یا مى‏گوییم:«فلان عمل از من فوت شد»،«فلان شخص از مكه آمد و من مى‏خواستم به دیدن او بروم ولى در اثر گرفتارى این دیدن از من‏فوت شد».«از من فوت شد»یعنى از دستم رفت.ما اگر به‏«مردن‏»كلمه ‏فوت را اطلاق مى‏كنیم-كه قرآن اطلاق نمى‏كند-به اعتبار این است كه‏مرده را از دست رفته تلقى مى‏كنیم.نسبت به ما همین طور است،یعنى‏كسى كه مى‏میرد،از دست ما مى‏رود.وقتى مى‏گوییم‏« فلانى فوت‏شد»یعنى از دست ما رفت.ولى قرآن مكرر كلمه‏« توفى‏»را به كارمى‏برد.«توفى‏» با «وفات‏» از یك ریشه است.« توفى‏» درست‏نقطه مقابل‏«فوت‏»را مى‏رساند،یعنى چیزى را قبض كردن و تمام‏تحویل گرفتن.مثلا اگر شما از كسى طلبكار باشید و طلبتان را از او بگیرید،مى‏گویند استیفا كرد.«استیفا»هم از این لغت است.اگرتمام طلبتان را بگیرید نه اینكه نیمى از آن را بگیرید و نیمى رانگیرید،مى‏گویند توفى كرد یعنى استیفا كرد. پس‏«توفى‏»و«استیفا»به معنى از دست رفتن نیست،بر عكس،چیزى را به تمام وكمال تحویل گرفتن است.

    ادامه مطلب


  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : چهارشنبه 31 شهریور 1389
  • نظرات()
  • سیمای حضرت مسیح (علیه السلام) در قرآن

    بررسی سیمای حضرت مسیح (ع) در قرآن و مقایسه اجمالی آن با آموزه های كتاب مقدس مسیحیان بیانگر تفاوت عمیق چهره آن حضرت در این دو كتاب مقدس است. نقل تناقضات گفتاری و كرداری (1) استناد گناه و بی حرمتی به آن حضرت (2) در مجموع ارائه چهره ای كه هرگز در شأن والای حضرت مسیح نیست، از جمله نقاط ضعف كتاب مقدس مسیحیان در ارائه چهره مسیح (ع) است. اما قرآن در آیات بسیاری سیمای حقیقی حضرت مسیح را معرفی كرده و به رد پاره ای از اعتقادات نادرست مسیحیان درباره شخصیت ایشان می پردازد كه در مقاله حاضر تلاش شده تصویری كه قرآن از آن پیامبر عظیم الشان ارائه داده تبیین شود.

    مسیح مبشر

    اولین آیه ای كه می تواند به عنوان فصل الخطاب بین مسیحیان و مسلمین باشد آیه بشارت حضرت به آمدن پیامبر اسلام است. قرآن كریم، ایشان را مبشر خاتم الانبیاء می داند: «و (به یاد آورید) هنگامی را كه عیسی بن مریم گفت: ای بنی اسرائیل من فرستاده خدا به سوی شما هستم درحالی كه تصدیق كننده كتابی كه قبل از من فرستاده شده (تورات) می باشم و بشارت دهنده به رسولی كه بعد از من می آید و نام او احمد است هنگامی كه او (احمد) با معجزات و دلایل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: این سحری است آشكار». (صف . 6)
    بنابر این آیه، حضرت مسیح چند مطلب را برای قوم خود بازگو می كند: اولا من آخرین پیامبر خدا نیستم: ثانیاً بعد از من پیامبری خواهد آمد: ثالثاً اسم آن پیامبر احمد است.

    خلقت و منزلت حضرت مسیح در قرآن كریم

    یكی از مسایل مهم در رابطه با حضرت عیسی (ع) مسئله خلقت و چگونگی به دنیا آمدن ایشان است.
    قرآن كریم، مسئله خلقت حضرت را با خلقت حضرت آدم یكسان می داند: «مثل عیسی در نزد خدا، همچون آدم است كه او را از خاك آفرید و سپس به او فرمود موجودباش او هم فوراً موجود شد). (آل عمران . 59)
    نحوه آفرینش و خلقت حضرت توسط نیروی قدرتمند الهی به عنوان یك معجزه خداوند مطرح است و همین مسئله، قدر و منزلت حضرت را در پیشگاه الهی به خوبی بازگو می كند. خداوند می فرماید: ... «مسیح عیسی بن مریم فقط فرستاده خدا و كلمه (و مخلوق) اوست، كه او را به مریم القاء نمود و روحی (شایسته) از طرف او بود...» (نساء . 171)
    درجایی دیگر درباره شخصیت الهی حضرت عیسی مطلبی را بازگو می كند كه نشان می دهد، حضرت قبل از به دنیا آمدن مورد توجه و عنایات خاصه الهی و مورد تأیید خداوند و دارای مقام رفیع بوده است.
    یك مورد زمانی است كه فرشته الهی بر مادر حضرت نازل می شود و حضرت مریم (علیها السلام) را بشارت داده و می فرماید: (به یاد آورید) هنگامی را كه فرشتگان گفتند: ای مریم خداوند تو را به كلمه ای (وجود با عظمتی) از طرف خودش بشارت می دهد كه نامش مسیح عیسی پسر مریم است درحالی كه دراین جهان و جهان دیگر صاحب شخصیت خواهد بود و از مقربان (الهی) است.» (آل عمران.45)
    این آیه، نشان می دهد كه حضرت، هم در دنیا آبرومند است و هم در آخرت؛ و همچنین جزء مقربان درگاه الهی است.

    ادامه مطلب


  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : یکشنبه 28 شهریور 1389
  • نظرات()
  • سعادت در سایه سار وحدت (2)

    2- تبعیت از پیامبر اكرم(ص)

    دومین راهكاری كه قرآن كریم برای رساندن امت اسلامی به وحدت ارائه می دهد، تبعیت محض از رسول خداست. قرآن می فرماید: پیامبر هرسخنی می گوید وحی الهی است. «وَ مَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَی »(نجم/3)بنابراین قرآن اذعان می دارد هنگامی كه رسول خدا را اطاعت می كنید، در واقع خدا را اطاعت نموده اید: «من یُطِعِ الرَسُولَ فَقَدْ أَطَاع ا...» (نساء/ 80)
    و یا در فرازی دیگر، پیروی از رسول در كنار پیروی از حق تعالی قرار گرفته است: «ای كسانی كه ایمان آورده اید، از خدا و از رسول اطاعت كنید» ( نساء/ 59)
    اگر این راهكار جامه عمل به خود می پوشید، امروزه به معنای واقعی كلمه شاهد امت واحد اسلامی بودیم و اختلاف در اصول و مبانی با توجه به دعوت قرآن كریم در اطاعت بی چون و چرا از رسول خدا، بی معنا می نمود.

    3- تمسك به ریسمان الهی

    قرآن كریم تمسك به ریسمان الهی را دستمایه وحدت آفرینی و راهكار رسیدن امت اسلامی به اتحاد و همدلی قرار داده و می فرماید: « به ریسمان الهی تمسك جویید و متفرق نشوید.» (آل عمران/ 103).
    اما درباره مقصود از حبل ا... و چگونگی تمسك به آن، اقوال و نظرات مختلفی نقل شده است.
    رسول خدا(ص)درباره این آیه فرمود: حبل ا... كه از آسمان به زمین كشیده شده، همان كتاب خداست. (الدر المنثور، ج 2، ص 60 به نقل از المیزان، ج 4، ص 575)
    در روایت دیگر، پیامبر اكرم(ص)فرمود: این قرآن سبب و رابطه ای است كه یك طرفش دست خداست و طرف دیگرش به دست شماست. پس به آن تمسك كنید كه نه هرگز از بین می روید و نه هرگز تا ابد گمراه می شوید. ( همان)
    در تفسیر عیاشی از امام باقر(ع) روایت است كه فرمود: مراد از حبل ا... كه خدای تعالی مردم را امر نموده تا به آن تمسك كنند (وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ ا... جَمِیعًا) آل محمد(ع) است. (همان)
    از مجموع این روایات و روایات دیگر به دست می آید كه مراد از ریسمان الهی چند چیز است كه عبارتند از: 1 قرآن كریم 2 شخص پیامبر 3 ائمه(ع) 4 دین اسلام
    صاحب مجمع البیان پس از نقل این اقوال می گوید: همه اینها مراد است بخصوص با توجه به این روایت كه ابوسعید خدری از پیغمبر اكرم(ص) نقل كرده كه پیامبر(ص) فرمود: «ای مردم، من دو ریسمان محكم بر شما یادگار نهاده ام كه اگر به هر دوی آنها چنگ بزنید، هرگز گمراه نخواهید شد، یكی از دیگری بزرگ تر است و آن كتاب خدا قرآن است كه از آسمان به زمین كشیده شده و دیگری عترت و اهل بیت من است و آن دو از هم جدا نخواهند شد تا در حوض كوثر بر من در آیند.» (طبرسی، مجمع البیان، ج 2، ص 19)
    در این آیه، از یك سو اعتصام به ریسمان الهی مورد امر قرار گرفته و از سوی دیگر از تفرقه و اختلاف نهی شده است و با كلمه «جمیعاً» تأكید می كند كه همگان به این موضوع توجه داشته باشند. در ادامه نیز اختلاف و دشمنی را از بلاها می داند و می فرماید: شما بر اثر نبود ایمان با یكدیگر دشمن و به بلای اختلاف دچار بودید، اما خداوند بین قلوب شما الفت برقرار كرد و دوست و برادر شدید و از طرفی، توحید را مایه نجات از آتش می داند و می فرماید: شما بر لبه پرتگاه آتش بودید و خداوند شما را از آن رهایی بخشید.» (آل عمران / 103)

    ادامه مطلب


  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : پنجشنبه 25 شهریور 1389
  • نظرات()
  • سعادت در سایه سار وحدت (1)

    مقدمه: از جمله عوامل مهم و حیاتی برای ایستادگی در برابر دشمنان و بدخواهان نظام و كیان اسلامی، وحدت امت اسلامی است. قرآن كریم به عنوان بهترین منادی وحدت و انسجام، این عنصر مهم و سرنوشت ساز را به منظور تعالی و پیشرفت جامعه اسلامی، بر همگان واجب نموده است و پیوسته بر وحدت و همدلی كه مایه سعادت و سیادت دنیا و آخرت امت اسلامی است، تأكید فراوان دارد، و با تبیین شرایط و راهكارهای رسیدن به وحدت و بیان عواقب زیانبار تفرقه و اختلاف، حجت را بر آحاد مسلمانان تمام نموده است.بنابراین، اتحاد وانسجام اسلامی یك نیاز ضروری است و حركت در جهت وحدت یك تكلیف شرعی برای همگان به شمار می آید. دشمنان برای مبارزه با اسلام سعی در بزرگ نمایی اختلافها و دامن زدن به امور اختلاف برانگیز دارند تا بتوانند به مقاصد شوم خود دست یابند. از این رو، بر ما امت اسلامی است كه در سایه وحدت عملی از این توطئه ها جلوگیری نموده، با تكیه بر مشتركات دینی و پرهیز از اختلافهای مذهبی، نقشه های دشمنان را خنثی نماییم.راهكارهای قرآن كریم را در این باره نصب العین خویش قرار دهیم تا جامعه در مسیر تعالی و سعادت راستین قرار گیرد.

    مقصود از اتحاد و انسجام امت اسلامی

    قبل از اینكه به بیان راهكارهای قرآنی درباره اتحاد و انسجام بپردازیم، باید منظور از آن روشن شود. آیا اتحاد امت اسلامی به معنای این است كه برای رسیدن به اتحاد اختصاصها را كنار بگذاریم و عملاً از بخشی از اعتقادات خود دست برداریم؟ قطعاً چنین نیست، زیرا این به معنای ترك بخشی از دین و یا كنار گذاشتن دین به خاطر دین است، در حالی كه هیچ یك از علمایی كه قایل به وحدت مسلمانان بوده و برای رسیدن امت اسلامی به وحدت تلاش نموده اند، چنین نگفته و به این حرف معتقد نبوده اند؛ زیرا چنین عقیده ای نه معقول و منطقی است و نه قابل اجرا.قرآن كریم تأكید بسیاری بر اتحاد و دوری از اختلاف و تفرقه دارد و كسانی را كه به نزاع و درگیری دامن می زنند، مذمت می كند و برای رسیدن به حقانیت، مردم را به شیوه هایی دعوت می كند كه به وحدت و حق دست یابند: «به راه پروردگارت آنها را بخوان به یكی از این سه راه: حكمت و استدلال، موعظه حسنه و جدال احسن.» (نحل/ 125.) بیان عقاید به وسیله این سه راه در فضای دوستانه توأم با احترام و ادب، نه تنها مایه اختلاف نخواهد بود بلكه وحدت و نزدیكی هر چه بیشتر امت اسلام را در پی خواهد داشت، زیرا بسیاری از اختلافها و كینه ها به خاطر جهل است و دشمنان از این جهالت استفاده كرده و به آنها دامن می زنند تا راحت تر به منافع و اهداف خود نایل شوند.

    راهكارهای قرآنی اتحاد و انسجام

    مهم ترین راهكارهایی كه قرآن كریم در خصوص وحدت و انسجام مسلمانان ارائه نموده، عبارتند از:

    1 -قرار گرفتن در لوای توحید

    اولین، مهمترین و اصیل ترین راهكار وحدت آفرین قرآن كریم، دعوت به توحید است. با این وسعت دید، حتی امتهای دیگر نیز می توانند با امت اسلامی به وحدت و همدلی برسند، به شرط آنكه این اصل مشترك را در اعتقاد و عمل پذیرا شوند و دنبال اربابان منحرف خود نروند.

    ادامه مطلب


  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : سه شنبه 23 شهریور 1389
  • نظرات()