تبلیغات
یا مهدی (عج) تا کی انتظار

   مهدویّت و شعر انتظار

بزرگترین خطری که هر جامعه را تهدید می کند و سقوط و انحطاط آن را قطعی میسازد، یأس و ناامیدی از رسیدن به کمال و سعادت است؛ اگر این بیماری خطرناک به ذهن و اندیشه ی جامعه، به ویژه جوانان آن جامعه، سرایت کند می تواند به راحتی آن جامعه را به قهقرا و نابودی کشاند. و متأسفانه این خطر امروزه بیشتر از گذشته، جوامع انسانی را تهدید می کند.
بش رامروز به رغم پیشرفت های سریع در عرصه های علمی و تکنولوژیکی، نتوانسته به منشور سعادت خود دست یابد و حتی بیشتر از گذشتگان خود، احساس سرگردانی و ناامیدی می کند.
نقطه ی مقابل این ناامیدی، انتظار و باور عمیق و قلبی به فرارسیدن و ظهور «موعود» و سامان یافتن اوضاع پریشان بشر است.
«... و همین انتظار است، که عالی ترین انگیزه ی سوق بشر به راه کمال و جمال و رشد و تعالی است؛ و در پایه گذاری حکومت قرآن که در آن انسان الهی فرمان می دهد، اثری بس عظیم دارد و می تواند وسیله ی سعادت یک امت قوی و استوار باشد.» (1)
آزادی، عدالت و برابری و برادری، از دغدغه های دیرینه ی بشریت است؛ و این دغدغه ها مهمترین دلیل گرایش به موعود در خاطر و جان بشریت محسوب می شود.

ادامه مطلب

iconبرچسب‌ها : موعود, مهدی صاحب الزمان(عج), مسأله ی ظهور, مهدویت و شعر فارسی, شعر انتظار,
  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : چهارشنبه 24 دی 1393
  • نظرات()
  •   اشعار امام زمانی ماه مبارک رمضان

     

    رمضان بی تو دلم تنگ شود

    میروی و دل من سنگ شود

    رمضان یک خبر از یار بده

    بر دلم مژده ی دلدار بده

    رمضان صاحبم از من راضی ست؟

    یا که از روزه ی من ناراضی ست؟

    خدمت یار سلامم برسان

    درد دلها و کلامم برسان

    گو به مهدی دل من قابل کن

    فیض دیدار رخت شامل کن

    دلخسته خدا خدا خدا میکردم

    یکماه برای تو دعا میکردم

    هر جمعه ی ماه رمضانی که گذشت

    تا وقت اذان تو را صدا میکردم

    سی روز به عشق دیدنت آقاجان

    من روزه خود به اشک وا میکردم

    در هر شب قدر وقت احیاء ارباب

    با یاد شما یاد و صفا میکردم

    ای کاش نماز عید فطر خود را

    در پشت سر تو اقتدا میکردم

    افسوس چنین نشد و من فهمیدم

    یکماه برای خود دعا میکردم

    ادامه مطلب

    iconبرچسب‌ها : قران, روضه, جمعه, عید فطر, روزه و افطار, مهدی (عج), ماه مبارک رمضان,
  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : شنبه 4 مرداد 1393
  • نظرات()
  • بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ - یا ابا صالح المهدی ادرکنی

    ای چاره ی درخواستگان ادرکنی


    ای مونس و یار بی کسان ادرکنی


    من بی کسم و خسته و مهجور و ضعیف


    یا حضرت صاحب الزمان ادرکنی

    شعبان شد و پیک عشق از راه آمد

    عطر نفس بقیه الله آمد

    با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین

    یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد

    تا کی در انتظار تو شب را سحر کنم


    شب تا سحر به یاد رخت ناله سر کنم


    ای غایب از نظر، نظری کن به حال من


    تا چند سیل اشک روان از بصر کنم

    iconبرچسب‌ها : صاحب الزمان, ابا صالح المهدی, شعبان, بقیه الله, تا کی انتظار, بِسْمِ اللَّهِ,
  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : جمعه 23 خرداد 1393
  • نظرات()
  • اصلا دگر تحمّل این غم نمی‌شود

    • دسته بندی : شعر ،

    اصلا دگر تحمّل این غم نمی‌شود

    حتی مجال گریه فراهم نمی‌شود

    ویرانم از درون که شبیه خرابی‌ام

    ویرانه‌های زلزله ‌بم نمی‌شود


    این روزگار هر چه دلش خواست می‌کند

    این روزگار هر چه بگویم نمی‌شود

    آنقدر ابری‌ام که نگو، روز، ماه، سال

    اصلا چرا همیشه محرم نمی‌شود؟

    گندم نخورده از تو جدایم نموده‌اند

    شرح‌اش به این دو جملة مبهم نمی‌شود

    هی صبر پشت صبر... بیا ای همیشه مرد

    عالم بدون عشق تو عالم نمی‌شود

    برگرد ای مسافر شبهای انتظار

    چیزی که از بزرگی‌تان کم نمی‌شود

    ------------
       منبع:
      سایت شعر شاعر

    iconبرچسب‌ها : غم, انتظار, مهدی صفی یاری, اشعار امام زمان(عج), بیا مهدی جان,
  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391
  • نظرات()
  • غروب جمعه ...

    • دسته بندی : شعر ،

    غروب جمعه رسیده است و باز تنهایی / غروب این همه غربت چرا نمی آیی؟!
    زمین به دور سرم چرخ می زند پس کی / تمام می شود این روزهای یلدایی . . . ؟

    iconبرچسب‌ها : غروب جمعه, شعر امام زمان(عج), یا ابا صالح المهدی, انتظار,
  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : جمعه 4 فروردین 1391
  • نظرات()
  • این هفته هم گذشت تو اما نیامدی - شعری از (علی اکبر لطیفیان)

    • دسته بندی : شعر ،

    این هفته هم گذشت تو اما نیامدی

    خورشید خانواده ی زهرا نیامدی

    از جاده ی همیشه ی چشم انتظارها

    ای آخرین مسافردنیا نیامدی

    صبحی کنار جاده تو را منتظر شدیم

    "آمد غروب، رفت و تو آقا نیامدی"

    امروزمان که رفت چه خاکی به سر کنیم؟

    آقای من ! اگر زد وفردا نیامدی

    غیبت بهانه ای است که پاکیزه تر شویم

    تا روبرویمان نشدی ، تا نیامدی!

    ------------
      منبع:
     
    www.tathira.com

    iconبرچسب‌ها : خورشید خانواده ی زهرا, تو اما نیامدی, شعر مهدویت, آقا نیامدی, غیبت,
  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : یکشنبه 7 اسفند 1390
  • نظرات()