تبلیغات
یا مهدی (عج) تا کی انتظار

انتظار یا زمینه سازى

هر انقلابى وقتى به نتیجه مى رسد كه قبلا در ابعاد مختلف زمیه سازى خوبى براى آن شده باشد، و هیچ انقلاب و نهضتى بدون مقدمه و زمینه سازى به پیروزى نخواهد رسید و این قانون در تداوم آن نیز وجود دارد.
انقلاب جهانى حضرت مهدى (عج ) (ارواحنا فداه ) كه مهمترین و وسیعترین و عمیقترین انقلابات جهانى است و مربوط به همه جهان مى باشد، از این قانون ، مستثنى نیست بلكه به خاطر جهانى بودن و عمیق بودنش به طریق اولى باید براى آن زمینه سازى گردد.
مفهوم واقعى انتظار كه در روایات ما به عنوان بالاترین عمل شمرده شده (1) و آن ((به شمشیر زدن در ركاب پیامبر صلى اللّه علیه و آله و سلم بر فرق دشمن )) تشبیه شده (2) همین زمینه سازى است .
و گرنه انتظار خشك و خالى ، به عبارت دیگر امید ذهنى بى آنكه در جامعه تحقق یابد و آثارش آشكار شود هیچگاه بهترین عمل و همانند شمشیر زدن در ركاب پیامبر خدا صلى اللّه علیه و آله نخواهد بود، چنانكه مفهوم واژه ((عمل )) و جنگیدن در ركاب پیامبر صلى اللّه علیه و آله و سلم حاكى از حضور در صحنه و فعالیت عملى و كار و كوشش و زمنیه سازى عینى است كه نه نیت بدون عمل ، و امید ذهنى بدون آثار عملى .
((انتظار)) به معنى آینده نگرى است ، و به معنى ناراضى بودن از وضع موجود، و به راضى شدن از آیند بهتر است ، همچون بیمار كه انتظار صحت و سلامتى دارد یعنى امید آن دارد كه وضع موجود رهائى یابد و به وضع بهترى برسد، و پر واضح است كه چنین دگرگونى نیاز به زمینه سازى دارد.

ادامه مطلب


  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : شنبه 24 بهمن 1394
  • نظرات()
  • یوسف زهرا(ع) (2)

    مقدمه:
    در قسمت قبل، دو شباهت از شباهت‌های میان یوسف زهرا (ع) و یوسف یعقوب (ع) مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در این قسمت به شش شباهت دیگر پرداخته می‌شود.


    3. كودكی
    غیبت یوسف از دوران كودكی آغاز شد: (وَجَاءتْ سَیَّارَةٌ فَأَرْسَلُواْ وَارِدَهُمْ فَأَدْلَى دَلْوَهُ قَالَ یَا بُشْرَى هَـذَا غُلاَمٌ )[1] و (در همین حال) كاروانی فرا رسید و مأمور آب را (در پی آب) فرستادند. او دلو را در چاه افكند. (ناگهان) صدا زد: مژده باد این كودكی است (زیبا و دوست داشتنی)!
    غیبت یوسف زهرا علیهم السلام نیز از دوران كودكی آغاز شد. امام صادق علیهم السلام می‌فرماید: «قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم لابد للغلام من غیبة فقیل له: و لم یا رسول الله؟ قال: یخاف القتل؛[2] رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ناچار برای آن كودك (امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) غیبتی خواهد بود. پرسیده شد: برای چه؟ فرمود: برای محفوظ ماندن جانش».
    حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در سال 255 هجری به دنیا آمد. آغاز غیبت صغری نیز در سال 260 هجری است. بنابراین، ایشان در آغاز غیبت صغری، پنج ساله بوده‌اند.


    4. زیبایی و بخشندگی
    همان‌گونه كه یوسف در زیبایی و بخشندگی، شهره آفاق بود، یوسف زهرا علیهم السلام نیز به بالاترین درجه این دو ویژگی آراسته است. امام باقر علیهم السلام می‌فرمایند: «فی صاحب هذا الأمر أربع سنن من أربعة انبیاء ... و سنة من یوسف من جماله و سخائه...؛[3] صاحب این امر (حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) با چهار پیامبر شباهت‌هایی دارد ... شباهت او به یوسف، در زیبایی و بخشندگی اوست ...».
    رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «لیبعثن الله عزوجل فی هذه الأمة خلیفة یحثی المال حصیاً و لا یعده عداً؛[4] به زودی خداوند عزوجل در این امت، خلیفه‌ای را برمی‌انگیزد كه مال را بی آن‌كه بشمارد، به دیگران می‌بخشد».


    5. هراس
    یوسف در عالم رؤیا دید كه یازده ستاره و خورشید و ماه در برابرش سجده می‌كنند، ولی به سفارش پدر از ترس مكر برادران، رؤیای خویش را پنهان كرد: (إِذْ قَالَ یُوسُفُ لِأَبِیهِ یَا أَبتِ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لِی سَاجِدِینَ *‏ قَالَ یَا بُنَیَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْیَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَیَكِیدُواْ لَكَ كَیْداً )؛[5] (به یاد آور) هنگامی را كه یوسف به پدرش گفت: پدر! من درخواب دیدم كه یازده ستاره و خورشید و ماه در برابرم سجده می‌كنند. (یعقوب) گفت: فرزندم! خواب خود را برای برادرانت بازگو مكن؛ زیرا برای تو نقشه (خطرناكی) می‌كشند.

    ادامه مطلب


  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : شنبه 10 بهمن 1394
  • نظرات()
  • یوسف زهرا(ع) (1)

    مقدمه
    یكی از ویژگی‌های روانی آدمی این است كه هماره در رویارویی با امر تازه و بدیع، حالت دفاعی به خود می‌گیرد و كمتر به پذیرش آن گردن می‌نهد. این امر به ویژه آن‌گاه تشدید می‌شود كه پدیده جدید حالت رمزگونه داشته باشد و اعتقاد به آن، زمینه‌ساز تحولی بنیادین در باورها، اندیشه، منش و روش زندگی او شود. برعكس در برابر موضوعی كه پیشینه داشته یا در زمان‌های پیش، یك یا چند بار رخ داده است، مقاومت چندانی از خود نشان نمی‌دهد و به سادگی، آن را می‌پذیرد.
    یكی از شیوه‌های چیره شدن بر این وضعیت، عادی جلوه دادن آن مسأله است. یعنی تبیین این نكته كه موضوع مورد نظر، مسبوق به سابقه بوده و برای دیگران نیز رخ داده است. قرآن كریم نیز همین شیوه را به كار گرفته است. در صدر اسلام، روزه، حكمی جدید و همراه با اندكی مشقت می‌نمود؛ زیرا روزه‌دار می‌بایست از بسیاری از امور مباح چشم بپوشد و از ارتكاب آن‌ها خود‌داری كند. شاید برخی از مسلمانان در برابر چنین حكم بی‌سابقه‌ای، واكنش نشان می‌دادند و آن را به سختی می‌پذیرفتند. از این‌رو، قرآن كریم، با تأكید بر مسبوق به سابقه بودن آن، مسلمانان را از نظر روانی برای پذیرش آن آماده می‌كند. خداوند متعال می‌فرماید:
    (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ)[1]
    ای كسانی كه ایمان آورده‌اید! روزه بر شما نوشته شد، همان‌گونه كه بر پیشینان شما، نوشته شد.
    یعنی مپندارید كه این تكلیف، مسأله‌ای بی‌سابقه و فراتر از توانایی شماست. هرگز چنین نیست؛ زیرا وجوب روزه، حكم متداولی است كه گذشتگان نیز موظف بوده‌اند آن را انجام دهند.
    مسائلی مانند اعتقاد به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و غیبت و ظهور ایشان نیز به ظاهر بدیع و بی‌سابقه بوده و طول عمر ایشان با هاله‌ای از رمز و راز و شگفتی همراه است. افزون بر آن، این باور بر همه شؤون حیات آدمی تأثیری بنیادین برجا می‌گذارد. از این رو، برخی افراد از پذیرش آن سرباز می‌زنند و آن را انكار می‌كنند.
    امامان معصوم علیهم السلام در برابر این اندیشه، كوشیده‌اند با بیان موارد مشابهی كه در تاریخ گذشته ـ به ویژه تاریخ پیامبران الهی علیهم السلام ـ رخ داده است، مسأله غیبت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و دیگر مفاهیم مربوط به آن را عادی جلوه دهند، تا مردم به گمان بی‌سابقه بودن، در آن به دیده شك و تردید ننگردند. برای نمونه؛ به كلام نورانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به شیخ صدوق می‌توان اشاره كرد. شیخ صدوق می‌گوید: شبی در عالم رؤیا دیدم كه در مكه‌ام و گرد خانه خدا طواف می‌كنم. در دور هفتم نزد حجرالاسود آمدم و آن را لمس كردم و بوسیدم. در حالی كه، دعاهای بوسیدن حجرالاسود را می‌خواندم، مولای خود حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را دیدم كه بر در خانه كعبه ایستاده‌اند. با خاطری پریشان به حضرت نزدیك شدم. حضرت با نگاهی به رخساره‌ام به فراست خود، راز دلم را دانست. به او سلام كردم. حضرت پس از جواب سلام، فرمود: چرا درباره غیبت، كتاب نمی‌نویسی، تا اندوه دلت را بزداید؟عرض كردم یابن رسول الله! در این باره كتاب نوشته‌ام. حضرت پاسخ دادند: منظورمان این نیست كه همانند گذشته بنویسی. كتابی درباره موضوع غیبت بنگار و در آن، غیبت‌های پیامبران علیهم السلام را بیان كن. سخن حضرت به پایان رسید و از دیدگانم پنهان شد. من از خواب بیدار شدم و تا طلوع فجر به دعا و گریه و مناجات پرداختم. چون صبح دمید، نگارش این كتاب را آغاز كردم.[2]
    حضرت یوسف علیه السلام یكی از پیامبرانی است كه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در روایت‌ها به ایشان تشبیه شده‌اند. البته در این روایت‌ها، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از جهت‌های گوناگون به حضرت یوسف علیه السلام تشبیه شده‌اند. امام باقر علیه السلام در روایتی تنها به شباهت در غیبت اشاره كرده‌اند.[3]

    ادامه مطلب


  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : جمعه 9 بهمن 1394
  • نظرات()