تبلیغات
یا مهدی (عج) تا کی انتظار

دینداری در عصر غیبت

امتحان مردم یکی از سنتهای مهم الهی است که در تمام دوران زندگی بشر به شیوه های گوناگون انجام می گیرد تا میزان پای بند افراد به اصول و احکام دینی مشخص شود.
بر این اساس یکی از حکمتهای مهم غیبت امام دوازدهم نیز امتحان مردم است که این کار در این دوران، به صورتهای گوناگون انجام می گیرد؛ از جمله سنت آزمایشها در عصر غیبت ، امتحان به دین است.در روایات زیادی تصریح شده است که پایبندی به عقاید و حفظ ایمان در دوره غیبت به علت ویژگیهای این دوره بسیار دشوار است. لذا یکی از هشدارهای مهم و تاکیدهای مکرر در خصوص عصر غیبت مراقبت از دین و ارزشهای دینی است.
امام کاظم (علیه السلام) در روایتی می فرمایند:
وقتی پنجمین فرزند از فرزندان من غایب شد در مورد دین خود بسیار مراقب باشید مبادا کسی شما را از دین تان جدا کند. [۱]
امام صادق (علیه السلام) در اشاره به سختی دینداری و حفظ ایمان در زمان غیبت امام زمان (ع)می فرمایند:...
صاحب الامر (علیه السلام) دوران غیبتی در پیش دارند که در آن حفظ دین کردن همانند شاخه پرخار درخت قتاد را با دست تراشیدن است ... چه کسی می تواند چنین کاری را با دست خود انجام دهد. بنابراین بندگان خدا باید در دوران غیبت حجت الهی تقوا را پیشه خود سازند و دین خدا را رها نسازند. [۲]
در این باره علی بن ابیطالب (علیه السلام) می فرمایند: پس از غیبت امام عصر (عج)مردم دچار حیرت و سرگردانی بسیاری می شوند. گروهی گمراه می شوند اما گروهی دیگر علیرغم تمام ناملایمات بر هدایت باقی می مانند. [۳]
از مجموعه این قبیل از روایات کاملاً معلوم می شود در دوره غیبت شرایطی پیش خواهد آمد که دینداری و پایبندی به ارزشهای انسانی و اخلاقی بسیار مشکل خواهد بود؛ با این همه ، گروههای زیادی با وجود همه این سختیها لحظه ای از دین خود دست بر نخواهند داشت و با تمام وجود به حفظ ارزشها و احکام الهی که تضمین کننده سعادت دنیا و آخرت انسان است پافشاری خواهند نمود.
حال این سوال مطرح است که مگر در دوره غیبت امام (علیه السلام) اوضاع جوامع چگونه خواهد بود که دین افراد این چنین در معرض تهدید واقع خواهد شد؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت از بررسیها چنین برمی آید عوامل گوناگونی در پیدایش این وضع موثر است و از جمله آنهاست :

الف ) غیبت امام معصوم

صرف نظر از علت غیبت امام عصر (علیه السلام) به یک اعتبار ، ریشه تمام گرفتاریهای مردم در دوران غیبت به عدم دسترسی به امام معصوم (علیه السلام) بر می گردد. لذا مهمترین وظیفه این منتظران دعا برای فرج امام زمان (علیه السلام) است چون با ظهور آن حضرت مشکلات برطرف شده و موانع موجود بر سر راه تکامل انسانها تا حدود زیادی برطرف خواهد شد. گرفتاریهای دوره غیبت و برکات حکومت حضرت مهدی (عج) در دعای افتتاح وارد شده است:
اللهم انا نشکوا الیک فقد نبینا صلواتک علیه و آله و غیبه ولینا و کثره عدونا ... پروردگارا به تو شکایت می کنیم و از نبود پیامبرمان و از غیبت ولی مان و از فزونی دشمنانمان، از کمی نفرات پیروان اهل بیت (علیه السلام) و سختی های فتنه ها و هجوم حوادث بر علیه ما ...

ادامه مطلب


  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : شنبه 28 آبان 1390
  • نظرات()
  • موعود در آیین بودا

    آیین بودا یكی از شاخه‌های كیش هندوست. این آیین از هندوستان بیرون آمده و به خاطر گسترش در مناطق پر جمعیت جهان، پیروان زیادی دارد و اخیراً به اروپا و آمریكا نیز سرایت كرده است.
    بودا (Buddha) به معنای بیدار، لقب گوتاماشاكیامونی (Guatama Sakya-muni) بنیانگذار مكتب اصلاحی بودیسم است.
    اندیشه‌های اصلاحی بودا در مخالفت با تعصب‌های برهمنان بود و اختلافات طبقاتی را باطل می‌شمرد. تعالیم اخلاقی وی در مجموعه‌هایی مانند تری‌پیتكا ((Tri-pitka یعنی سه سبد، گرد آمده است. تری‌پیتكا - قدیمی‌ترین كتاب مقدّس بوداییان - دارای سه بخش می‌باشد:
    1- قواعد رهبانیت؛
    2- وسیله‌ی رستگاری؛
    3- مفهوم فلسفی و روانشناسی؛
    در آیین بودا، اندیشه‌ی منجی موعود با مفهوم میتریه (Maitreya) (واژه‌ای سنسكریت به معنای مهربان) تبیین می‌گردد. در الهیات بودایی، او را آخرین بودا از بودایان زمینی می‌دانند كه هنوز نیامده است، اما خواهد آمد تا همه‌ی انسان‌ها را نجات دهد. در نمانگاریِ بودایی، او را به هیأت مردی نشسته كه آماده‌ی برخاستن است، نمایش می‌دهند تا نمادی باشد از آمادگی وی برای قیام!
    در مهاوَنسه (Mahavansa) كه به تاریخ سریلانكا می‌پردازد، روزشمارِ حوادث مربوط به قیام میتریه به وضوح چنین گفته شده است:
    «پنج هزار سال پس از آخرین بودا، آفتاب آموزه‌های بودایی افول می‌كند و طول عمر آدمیان به ده سال فرو می‌كاهد. در این زمان چرخه وارونه می‌گردد. زندگی متحول شده، به طوری كه متوسط عمر مردم به هشتاد هزار سال می‌رسد. با این عمرهای طولانی و زمینه‌ی مناسب برای تعالیم بودا، یك راهنما خواهد آمد. او برای مردم رفاه و بهروزی می‌آورد و آموزه‌های بودا را ترویج می‌كند. آن‌گاه كه چنین فضایی بهشت‌گون فراهم آمد، میتریه از آسمان توشیته(Tushita) نزول می‌كند، بوداییِ خویش را به كمال می‌رساند، و درمه را به فرهیختگان می‌آموزد.»1
     
    پی نوشت:
     
    1. مقاله‌ی گونه شناسی اندیشه‌ی موعود، ص 124، به نقل از فصل‌نامه‌ی انتظار، ش 15، ص 158 .
     
    --------
    منبع :
    تنهاراه


  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : سه شنبه 17 آبان 1390
  • نظرات()
  • مفهوم انتظار فرج

    حقیقت انتظار فرج

    انتظار فرج یعنى انتظار حاكمیت قرآن و اسلام. شما به آنچه فعلا جهان در آن قرار دارد، قانع نیستید؛ حتى به همین پیشرفتى هم كه با انقلاب اسلامى به دست آوردید قانع نیستید؛ مى‏خواهید باز هم به حاكمیت قرآن و اسلام نزدیك‏تر شوید، این انتظار فرج است. انتظار فرج یعنى انتظار گشایش از كار انسانیت.(1)

    انتظار فرج، حركت به سوى عدل و قسط

    ما براى استقرار قسط و عدل قیام و تلاش كرده‏ایم و باز هم این ملت در همین راه تلاش خواهد كرد. حركتى كه براى قسط و عدل است، بر حركتى كه در مقابل قسط و عدل ایستاده است، پیروز خواهد شد. در این ، شكى نیست. دنیا به سمت عدل و قسط حركت مى‏كند و معناى امام زمان و انتظار فرج همین است.(2)

    لزوم وسعت بینش در انتظار فرج حقیقى

    فرج یعنى باز شدن این گره‏ها. دید را وسیع كنیم. به داخل خانه‏ى خودمان و زندگى معمولى خودمان محدود نشویم . در سطح دنیا انسانیت فرج مى‏طلبد، اما راه فرج را نمى‏داند. شما ملت انقلابى مسلمان باید با حركت منظم خود، در تداوم انقلاب اسلامى به فرج جهانى انسانیت نزدیك بشوید و شما باید به سوى ظهور مهدى موعود و انقلاب نهایى اسلامى بشریت كه سطح عالم را خواهد گرفت و همه‏ى این گره‏ها را باز خواهد كرد، قدم به قدم خودتان نزدیك بشوید و بشریت را نزدیك كنید. انتظار فرج این است. (3)

    انتظار، حقیقتى فطرى

    انتظار فرج ، معنایش این است كه انسان در هر وضعى كه هست به آن وضع قانع نباشد و بخواهد به وضع بهتر و برترى دست پیدا كند. بالاترین اوضاع هم، ظهور حضرت بقیت الله (ارواحنا فداه) و تشكیل محیط عدل واقعى و كامل الهى و اسلامى در سر تا سر عالم است، كه ان‏شاءالله به بركت وجود آن بزرگوار تحقق خواهد یافت. این اتفاق ، خواهد افتاد و واقع خواهد شد، زیرا وعده‏ى الهى است. خداى متعال ، بذر این امید را از قرن‏ها پیش - از اول عالم - به وسیله پیغمبران در دل‏ها پاشیده است. دل‏هاى بنى‏آدم، به طور جبلى [و به فطرى ] ، متمایل به این آینده و منتظر چنین اتفاقى است. (4)

    انتظار فرج ، انتظارى به وسعت تاریخ

    اگر چه انتظار ظهور آن بزرگوار هم انتظار فرج است ، اما انتظار فرج، یك معناى وسیع‏تر و عمیق‏تر، براى همه‏ى دوران تاریخ است .(5)

    امید ، ترجمان انتظار

    انتظار یعنى دل سرشار از امید بودن نسبت به پایان راه زندگى بشر. (6)

    پی نوشت :

    1- در مكتب جمعه، ص 250، 60/3/29
    2- در دیدار مهمانان خارجى دهه‏ى فجر و قشرهاى مختلف مردم در روز نیمه شعبان، 71/11/18
    3- در مكتب جمعه ، ص 251، 60/3/29
    4- بیانات مقام معظم رهبرى به مناسبت نیمه شعبان، 75/10/6
    5- بیانات مقام معظم رهبرى به مناسبت نیمه شعبان، 75/10/6
    6- در اجتماع بزرگ مردم قم در سالروز حضرت مهدى (عج) ، 70/11/30
    --------
    منبع :
    www.askquran.ir


  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : چهارشنبه 11 آبان 1390
  • نظرات()
  • امام دور از اهل و دیار

     معنای چهارم غریب
    یکی از رایج ترین معانی غربت، دور افتادن از اهل (نزدیکان درجه ی اوّل) و دیار و سرزمین خویش است. صاحب کتاب شریف «مکیال المکارم» در بیان معنای غربت می فرمایند:
    « ألبعد عن الأهل و الوطن و الدیار. » (1)
     
    عزلت امام عصر علیه السّلام
    از آن جایی که حضرت بقیه الله علیه السّلام به امر الهی از اهل و دیار خود کناره گیری کرده اند، «غریب» هستند و جای خالی ایشان در میان دوستان و نزدیکانشان مشهود است. به این کناره گیری از مردم اطلاق «عزلت» هم می شود؛ همان طور که امام صادق علیه السّلام فرموده اند:
    قطعاً صاحب این امر غیبتی دارد و قطعاً در غیبتش عزلت (از مردم) خواهد داشت و مدینه (برای ایشان) محلّ سکونت خوبی است و سی نفر هستند که حضرت از آنها وحشتی ندارد.
    (2)
    البتّه غیبت حضرت بدین معنا نیست که ایشان هیچ گاه بین مردم حاضر نمی شوند، بلکه این حضور به نحوی است که با عزلت آن حضرت منافاتی ندارد. در حدیث آمده است که:
    (امام زمان علیه السّلام) در بین مردم رفت و آمد می کنند و در بازارهای ایشان راه می روند و روی فرش های آنها قدم می گذارند، ولی مردم ایشان را نمی شناسند. (3)
    پس هر چند امام علیه السّلام گاهی میان مردم حضور می یابند، امّا محلّ سکونت خود را دور از آنها انتخاب می کنند. بنابراین، ایشان در میان مردم، منزل ثابت و اقامتگاه دائمی ندارند و از این جهت، دور از اهل و دیار خویش و لذا «غریب» هستند.
    اگر یکی از اعضای خانواده به هر علّتی از دیگر اعضا جدا افتاده باشد، جای خالی او در خانواده محسوس است؛ حتّی اگر گاهی تماسی بگیرد یا به خانواده سر بزند. همین که کسی نتواند در وطن خود و کنار نزدیکانش زندگی کند، غریب افتاده است.
    امام زمان علیه السّلام نیز این چنین غربتی دارند و تنها عدّه ی معدودی می توانند با حضرت معاشرت داشته باشند و در غیبت کبری مکان حضرت را - جز کارگزاران خاص ایشان - کسی نمی داند. (4)
     
    سکونت امام عصر علیه السّلام در نقاط دور دست
    همه ی ائمّه علیهم السّلام به سرزمین جدّشان پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلّم بسیار علاقه مند بودند. امام رضا علیه السّلام هنگام خروج اجباری از مدینه به طرف خراسان، چندین بار برای وداع بر سر قبر پیامبر خدا صلی اللّه علیه وآله و سلّم رفتند و هر بار با صدای بلند گریه و فغان کردند و اظهار داشتند که من در غربت می میرم. (5)
    امام زمان علیه السّلام نیز به زندگی در مدینه و اطراف آن علاقه مند هستند؛ امّا برای محفوظ ماندن از شرّ دشمنان در محلّ دور افتاده ای سکنی می گزینند. (6) شاهد غربت حضرت مهدی علیه السّلام - به معنای اخیر - عهدی است که پدر بزرگوارشان بسته اند:
    به درستی که پدرم (امام حسن عسکری علیه السّلام) با من عهد کرده اند که وطنی از زمین - جز مخفی ترین و دورترین جای آن - برنگیرم، تا این که امر خود را پوشیده سازم، و به خاطر وجود نیرنگ های گمراهان و منحرفان، مکان خود را از فتنه های امّت های گمراه، محفوظ بدارم. (7)
    هر چند که جای خالی امام عصر علیه السّلام در میان مردم و دوستدارانشان مشهود است، امّا دل های مؤمنان واقعی همواره نزد مولایشان است و جز به ایشان قرار و آرامش ندارد. امام حسن عسکری علیه السّلام فرزند خود را در مصیبت غربت چنین تسلّی داده اند:
    بدان که دل های اهل طاعت و اخلاص به سوی تو - همچون پرنده به آشیانش - پر می کشد.
    (8)
    آن چه دل های دوستداران حضرتش را به درد می آورد، این است که گل سر سبد هستی - که همگان به طفیل او زنده اند و از کنار سفره ی او روزی می خورند - در جایگاه شایسته اش در عالم، جای ندارد و از دوستان و نزدیکان خویش هم دور افتاده است و شیعیان چاره ای جز صبر و دعا برای این غریب دور از اهل و دیار ندارند.
     
    پی نوشت :
    1. مکیال المکارم: ج 1 ص 138.
    2. غیبت نعمانی: ص 188 باب 10ح41.
    3. بحارالانوار: ج52 ص154.
    4. غیبت نعمانی: ص170 ح1.
    5. عیون اخبار الرضا علیه السلام: ج 2 ص117.
    6. خداوند متعال قادر است که ولّی خود را - بدون این که وطنش را در مکان های دور افتاده قرار دهد - حفظ کند، ولی فعلاً چنین اراده نکرده است.
    7. کمال الدین: ص 447.
    8. کمال الدین: ص 448.
    --------
    منبع :
    کتاب آشنای غریب


  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : دوشنبه 2 آبان 1390
  • نظرات()