تبلیغات
یا مهدی (عج) تا کی انتظار

قرآن در کلام امام علی (ع)


« این قرآن كریم است كه به نام نبى بزرگ و آیین او در پیش روى ما قرار دارد .چراغ فروزانى است كه در تاریكى جهل ، نور راه گم گشتگان و هادى گمراهان است . در این نظام متین و استوار و ناموس شریف الهى كژى و كاستى نیست .حلال را بیان مى كند و حرام را توضیح مى دهد ، از واجبات سخن مى گوید و از حقایق برنامه ها پرده برمى دارد . ناسخ را از منسوخ ، ویژه را از ناویژه نشان مى دهد ، گاهى به داستان هاى گذشته مى پردازد و گاهى از گم شدگان قرون قبل حكایت مى آورد . حدیث فرسوده ملوك ظالم و فرمانروایان قلدرى ، كه چندى بر جهان حاكم بوده اند و در عین كامیابى به ناكامى از جهان رخت بربستند را تازه مى سازد ، و جملات نیكویش را با شهادت تاریخ و پندهاى عبرت انگیز همراه كرده و غفلت زدگان را از مستى لذت ها و رؤیاهاى نادانى به هوش مى آورد . قرآن عظیم ، به دردهاى زمان زندگى درمان مى بخشد و بر جراحت هاى مهلك قلب مرهم شفا مى گذارد . قرآن مجید از هر درى سخن گفته تا آنجا كه كلمه اى ناگفته نگذاشت ، گذشته ها را به یاد آورد چندان كه حادثه اى را فراموش ننمود ، آینده مرموز بشریت را به سعادت و سلامت تضمین كرد ، در صورتى كه فرمان وى را بپذیرند و راه خوشبختى را از وى بجویند »(1) .این بود قسمتى از سخنان امیرمؤمنان على (علیه السلام) در اطراف سازندگى قرآن ، كه در كتاب ارزشمند « نهج البلاغه » نقل شده است ; ولى عمل به این كتاب الهى و منبع فیض آسمانى ، از یاد ملت هاى اسلامى رفته ، چنانچه خود و زندگى را مدت هاست فراموش كرده اند .مغرب زمین اگر متدیّن به دین اسلام نیست ; ولى دقیقه اى از فعالیت هاى علمى و اندیشه اى فروگذار نمى كند ، اگر چه عاقبت با تمدن منهاى دینش نابود مى شود ; ولى اكنون بر اثر مجاهدت هاى علمى ، بر ملت ها فائق آمده است . حداقل اگر ملت اسلام به آیات علمى ، فرهنگى ، سیاسى ، اجتماعى و اخلاقى در قرآن عمل مى كردند ، از زیر زنجیر فرهنگ خفت بار آنان راحت مى شدند.
مقاصد برتر قرآن مجید
هدفى را كه قرآن دنبال مى كند عبارت است از : تربیت فرد و جامعه ، تكمیل قواعد عقلى ، شكوفایى استعدادات فكرى ، انهدام زنجیر خرافات ، ننگ هاى اجتماعى ، ابطال تقلیدهاى كوركورانه ، نیرومند ساختن قوّه روح و آماده نمودن انسان به ادراك معانى حقیقى ، مواعظ حسنه و تحصیل و رشد در مدرسه خداپرستى ; ولى شاگردان این مدرسه مدت هاست گریخته اند و هم اكنون مهمترین مانع بازگشت آنان ، استعمار فكرى است كه به آنها اجازه برگشت نمى دهد ! !
 
مذمّت تقلید
قرآن مجید و احكام نورانى آن ، دشمن تقلید كوركورانه و موانع تعقل و تفكر است ، قرآن كریم مقام شامخ دانشمندان و فضیلت تحصیل علم و بیدارى را با نیكوترین راه بیان فرموده است .
 
امثال و حكم
این كتاب با امثال و حِكَم ، طُرق مستقیم سعادت و نیك بختى و منازل با شكوه انبیا و پرهیزكاران را به مردم نشان داد ; تا از او درس فضیلت گیرند و وجود خود را با عمل به آیات آن بیاراند . اگر به این كتاب عمل مى شد آیا جامعه اسلامى همان عزت و سرفرازى صدر اول اسلام را نداشت ؟
 
اوصاف شخصى و اجتماعى
قرآن مجید براى بخشیدن یك نظام عالى به انسان ، دروغگویى ، دزدى ، كینه توزى ، رباخوارى ، دورویى ، رشوه ، غیبت ، تهمت ، خیانت ، ظلم ، تجاوز ، بدبینى ، زنا ، شرابخوارى ، قماربازى ، ناسزاگویى ، چشم چرانى و دیگر كردارهاى ناپسندى كه به حال فرد و جامعه مضر است را حرام كرده است .قرآن مسلمین را به رعیت پرورى و دستگیرى ، ایمان و دوستى ، احسان و عدل ، مروت و شجاعت ، شرف و ترس از عذاب الهى ، زهد و پرهیزكارى و كسب معارف و زیور معنوى در تحت فلسفه ناپایانى تشویق كرده است . آیا وضع جوامع اسلامى امروز مطابق با حلال و حرام قرآن است ؟آیا انحطاط جامعه ، سزاى این كناره گیرى از قرآن مجید نیست ؟ !
 
تشویق به كسب علم
قرآن مجید مبادى علوم و فنون ، مجهولات بشر و اسرار توحید ، مبدأ و معاد و مقصد و مقصود را در سوره هاى گوناگون به زبان حكایات و آیات و بیان ادله و براهین ، روشن و واضح نموده است و انسان باید بداند كه كتاب آسمانى اسلام عالى ترین میزان و ترازوى شناخت حقایق است .
 
عزت در سایه قرآن
امام ششم (علیه السلام) مى فرماید :« قرآن مجید را نیكو فرا گیرید ; چرا كه در آن نیكوترین حدیث است ، در آیاتش فكر و اندیشه كنید ; چرا كه آن بهار دل هاست و به نور آن بهبودى جویید ; چرا كه بهبوددهنده درون سینه هاست . آن را نیكو تلاوت كنید ; زیرا گواراترین و شیرین ترین داستان هاست »(1) .قرآن مجید امر كننده و بازدارنده ، ساكت و گویا ، حجت خداى متعال است كه پیمان محكم خود را از شما درباره آن گرفته و نفوس شما را در گرو آن قرار داده است ، و به وسیله آن نور خود را تمام و آیین مقدسش را تكمیل كرده است . پروردگار متعال پیغمبر خود را از دنیا میراند ; در حالى كه خلق را از احكام هدایت بخش قرآن سرشار كرد .در پرتو مقدس قرآن بود كه اعراب جاهل ، دانا گشته و توفیق تشكیل مدینه فاضله را یافتند و به تمدن و ترقى رسیدند . قرآن راهنماى پرهیزكاران و مشعل فروزان نابینایان و رهبر جویندگان و خواهندگان راستى ، درستى و یكتاپرستى مى باشد .بى تردید امروز مسلمانانى كه در تمام زمینه ها ، نظم خود را از دست داده اند مى توانند در سایه برگشت به این كتاب با عظمت ، عزّت گذشته را باز یابند و گرنه بدون عمل به برنامه هاى كتاب خدا ، همچنان در همین بدبختى خواهند ماند .
 
عمل و پاداش
كتاب الهى كه بر دو پایه محكم یكتاپرستى و پاداش عمل در روز قیامت استوار است ، حق انسان ها را ادا كرده و در ترویج معارف و فرهنگ حقیقى و انهدام بناى شهوت پرستى و لذایذ ممنوع ، كوشش فراوانى نموده است . این مردم مسلمانانند كه باید آن را دلیل و راهنماى خود قرار دهند ، تا در سایه عمل به آن برترى یافته و سعادت دنیا و آخرت خود را تأمین نمایند .قرآن مجید با تعالیمش ، شادمانى ، نشاط و مسرت فراوانى در قلوب آدمیان ، بویژه پیروان حق و پروانگان شمع هدایت ، وارد مى كند و با قوانین جالب و ریشه دارش ، انسان را به پیمودن راه واقعیات تشویق و تحریص مى نماید .
 
از كتاب الهى پیروى كنید
قرآن یعنى: اسلام و ایمان ، و اسلام و ایمان یعنى: قرآن ، آنان كه ادعاى مسلمانى مى كنند اگر رفتار و كردارشان ، و آراء و عقایدشان مطابق با قرآن نباشد ، آیا این ادعا از آنان پذیرفته است ؟آرى ! كسانى كه دم از اسلام مى زنند و مرتكب انواع و اقسام كارهاى نامشروع و خلاف انسانیت مى شوند ; افرادى هستند كه از گلستان قرآن گلى نچیده و حتى بویى نبرده اند . روشن است كه ادعاى مسلمانى و دیندارى ، عقلاً و شرعاً ، از آنان پذیرفته نیست و اینان همان كسانى هستند كه رسول خدا (صلى الله علیه وآله) در مورد آنها فرمود : روز قیامت قرآن مجید دشمن آنان و جایگاهى جز جهنم در آن عرصه نخواهد داشت .
 
یك روایت
از امام ششم (علیه السلام) نقل شده است كه فرمود :« پیروان ما كسانى هستند كه مانند ما عمل و رفتار كنند ، نه آن كه رفتارشان مخالف با رفتار ما باشد آنگاه خود را به ما نسبت دهند ما از این گروه و طایفه بیزاریم »(1) .راستى عمل آن بزرگواران چیست كه امام صادق (علیه السلام) ما را به گزینش آن دستور داده است ؟ آیا عمل آن حضرت و سایر اهل بیت (علیهم السلام) غیر از عمل به قرآن كریم است ؟ اگر با دقت بنگریم مدنیت واقعى ; همان دیندارى و عمل به احكام قرآن است و تمدن حقیقى ; همان بیرون آمدن از قید اسارت و خلاص شدن از زندان استعمار و ننگ گناه و خطاكارى است .
 
شكوفایى استعدادها
پیروى از قرآن مجید استعدادها را هر چه بیشتر شكوفا كرده ، و قواى انسانى را در راه خیر و صلاح تقویت مى نماید . هم آنچه در سایه آگاهى ، مسخر آدمى مى گردد ، در راه كمال و امنیت به كار مى رود و هم انسان از سلامت دنیا و آخرت برخوردار مى شود . این همان راه ریشه دارى است كه قرآن ، در سوره « اسراء » بدان اشاره كرده و مى فرماید :( إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِى لِلَّتى هِىَ أَقْوَمُ ) . قرآن مجید كتاب راهنمایى براى انسان هاست ، كتابى است كه آیات آن مانند امواج نور و نسیم هوا ، در قرون متوالى و در میان جوامع بشرى ، در تمام فواصل شب و روز در حركت است ، انسان باید چشم باز كند و جهاز تنفس معنوى و روحى را در معرض نسیم پاك آن قرار دهد .این بود شمه اى از واقعیات قرآن كریم و گوشه اى از انوار درخشان كتاب الهى ، كه روزگارى ملت اسلام در اثر توجه به آن ، پیشرو تمام برنامه هاى مادى و معنوى بودند ، و امروز بر اثر عدم توجه به دستورات آن افسرده و پریشان و دنباله رو مشتى مسیحى و یهودى ، در تمام زمینه هاى زندگى هستند ! ! و عجیب تر این كه با داشتن قرآن ، آرزوى رسیدن به احوالات آنان را دارند ، آنان كه جز سوق به نیستى و نابودى و هلاكت و سقوط در عالم نمى توانند ثمر دیگرى داشته باشند .

تقلید كوركورانه هرگز
دورى از قرآن ، و تقلید از فرهنگ ضد انسانى قرن بیستم ، عین نادانى است .تصویر انسان هاى به اصطلاح متمدن قرن بیستم ، بویژه آنهایى كه در غرب زندگى مى كنند ، این است كه :ابتدا باید چیزهاى لازم را تحصیل نماید ، بعد به نیازمندى هاى فوق العاده بپردازد ، بعد نوبت لذت ها و كامرانى ها مى رسد ، سپس ثروت هاى زیاد و به دنبال آن ، اشخاص را مى خواهد كه به او خدمت كنند ، چنین انسانى یك ساعت استراحت و آسایش ندارد ، و عجیب تر از همه این كه هر چه وسایل آسایش و راحتى آسانتر و فورى تر در اختیار قرار گیرد ، تمایلات او زیادتر شده و چیزى در این جهان یافت نمى شود ، كه بتواند رضایت او را جلب نماید ، به طورى كه پس از مدت ها فعالیت و كشمكش ، و پس از این كه میلیون ها ثروت را بلعید و بسیارى از مردمان را ناراحت ساخت ، فكرش به جاى بالاتر رفته و براى این كه خودش صاحب دنیا شود ، مى خواهد همه را قتل عام كند . این است یك تابلوى حساس و واقعى از یك انسان حقیقى كه مى خواهد جامعه اى متمدن را تشكیل بدهد(1) .
 
انسان قرن بیستم
آقاى « ادوارد كندى » سناتور بزرگ ممالك متحده آمریكا ، در یكى از مقالات مهم خود ، از تابلوى حساس مزبور، درباره انسان غربى قرن بیستم چنین پرده برمى دارد :« نباید در مورد اثرات وخامت بار تحولات اخیر ، بر مردم هند و چین اشتباه كنیم . همچنان كه خشنونت ادامه مى یابد و بمباران تصاعد بیشترى پیدا مى كند ، بحران مردم هند و چین هم ، پیوسته رو به افزایش است . مصیبت روى مصیبت پدید مى آید ، كودكان بیشترى یتیم مى شوند و زنان و مردان و اطفال بیشترى آواره مى گردند ، و هزاران تن دیگر نیز یا مجروح یا معلول و یا كشته مى شوند ، و بار دیگر بر تعداد قربانیان آمار دیگرى افزوده مى شود كه شماره آن از چند ده میلیون مى گذرد ، و آن هم به خاطر چند جمله اى است كه در موافقتنامه ( موافقتنامه صلح آمریكا ، هند و چین ) بر سر آن اختلاف است . درست است كه طرف مقابل نیز در عملیات تعرضى خود ، خشونت نشان مى دهد ; اما این خشونت نمى تواند ما را از وظیفه اى كه در برابر كاهش سطح خشونت جنگ نسبت به غیر نظامیان داریم معاف نماید .مردم آمریكا این انتظار را از دولت خودشان دارند ، با این وجود از سال 1965 تاكنون كشور آمریكا 5/7 میلیون تن بمب بر سر مردم « هند » و « چین » فرو ریخته است كه قسمت عمده آن طى چهار سال حكومت « نیكسون » بوده است . این مقدار بمب ، یازده برابر مقدارى است كه ما بر سر مردم « كره » فرو ریخته ایم و سه برابر ، بیشتر از میزانى است كه طى جنگ دوم جهانى به كار برده شده است . دست كم یك میلیون تن بمب ، از ماه ژانویه سال گذشته به بعد ، در هند و چین به كار برده شده است .هرگز نمى توان قبول كرد ، آنچنان كه فرماندهان نظامى ما مى گویند ، این بمباران ها به مردم غیر نظامى اثر چندانى نداشته باشد . مشكلاتى كه براى مردم هند و چین بار آورده ایم ، تا سال هاى سال برایشان كافى است ، اما در سال 1972 مردم « هر دو پاره » و « ویتنام » صرف نظر از « لائوس » و « كامبوج » شدیدترین ضربات جنگ را تحمل كرده اند ، در كامبوج و لائوس هم ضایعات جنگ رو به افزایش است .در ویتنام شمالى با توپخانه و بمب هاى ما ، تنها سلاح مرگ و ویرانى است كه ده ها هزار تن از غیر نظامیان كشته یا مجروح شده اند .ویتنام جنوبى هم از این بلاها بركنار نبوده است ، نزدیك به دو میلیون آواره در آن سرزمین وجود دارد(1).و همچنین تلفات غیر نظامیان به 200 هزار تن رسیده است ، و بنابر آمارى كه در « سناى آمریكا » وجود دارد كه میانگین یك چهارم قربانیان و زخمى ها كودكان زیر 12 ساله هستند و نیمى از قربانیان زنان و كودكانند . ( اف بر این آدمخواران غربى و مسیحى قرن بیستم ) .میزان مصایب و شكنجه هاى مردم ویتنام ، خارج از تصور و ارزیابى است و به دشوارى مى توان اثرات وخامت بار این جنگ را بر ویرانى كانون هاى خانوادگى ، و نابودى اصول زندگى و اجتماع ویتنامى برآورد كرد .میلیون ها نفر از مردم هند و چین كه از قتل و كشتار جان به لب شده اند ، براى صلح و رهایى از بمباران و قتل عام ، فریاد مى كشند و استمداد مى طلبند و ما باید این فریادها را پاسخ دهیم . ( تاكنون كه سردمداران حكومت آمریكا بر احدى رحم نكرده اند . ) جنگ هند و چین سال هاست كه با مردم آمریكا همراه است و مردم این سرزمین ، نه تنها از این جنگ خسته اند ; بلكه خستگى بیشتر آنها از وعده ها و شعارهایى است كه براى پایان آن شنیده اند .
1 ـ به وسیله همین آمریكا و دوستانش نیز نزدیك به دو میلیون آواره مسلمان به خاطر گروهى یهودى در بیابان هاى خاورمیانه عربى وجود دارد كه حتى از وسایل اولیه زندگى محرومند .آنها از این خسته اند كه مى بیند سربازان آمریكایى را از ویتنام بیرون مى آوریم ، ولى در تایلند و آب هاى اطراف ویتنام سر در مى آورند و هواپیماها و كشتى هاى جنگى ما دوباره ، كار كشتار و بمباران را ادامه مى دهند »(1) .كشورهاى صنعتى و منفعت طلب دیگرى مانند : انگلستان ، فرانسه ، بلژیك و در شرق زمین مانند روسیه و سایر كشورهاى مادى و صنعتى نیز ، از نظر جنایت و آدمخوارى ، كشتار ، غارت و یغماگرى كمتر از ممالك متحده نیستند ! ! فرزندان گمراه زمین ، سال هاى دراز به دنبال كیمیاى سعادت دیده بر معجزات صنعت و مخلوقات فكر و اندیشه خود دوختند و تا جایى پیشرفتند كه از مصنوعات علم و دانش خود ، بت هاى تازه اى براى پرستش و عبادت به وجود آوردند و احتیاج و نیاز به مصرف را ، تا سر حد اسارت درآوردند .با این حال اكنون در اوج تمدن و فرهنگ فنى و صنعتى ، سرخورده و سودا زده ، به این حقیقت اعتراف مى كنند كه راه خوشبختى ، صلح و رفاه ، از سوى دیگرى است . بشریت در حالى كه به غنى ترین دستاوردهاى علمى و فنى ، براى رفع نیازمندى هاى مادى خود ، مجهز شده است ; اما همچنان در كمبود خوشبختى و سعادت واقعى بسر مى برد ، و به این واقعیت رسیده است كه براى رسیدن به خوشبختى حقیقى ، تنها این مقدار كمال در علم و دانش كفایت نمى كند(1) .آن وضع خونخوارى قلدران قرن بیستم ، و این اعتراف بشر متجدد ، در عدم دستیابى به خوشبختى حقیقى ، آیا براى اهل قرآن كه به خاطر كناره گیرى از قرآن به نهایت درجه انحطاط و پستى رسیده اند ، وقت بازگشت به قرآن نرسیده است ؟ ! !در هر صورت این همه قتل ، دزدى ، حق كشى ، مسمومیت ها ، راهزنى ها و مجازات هایى كه براى ارتكاب جنایت ها مى شود ، براى حفظ سرمایه دارى و مالكیت ( بر جهان ) است ، و هرگز براى كشته شدن كسى كه بى جهت در میان این قوانین غلط از بین رفته ، كسى یك قدم جلو نگذاشته است.

بر گرفته از کتاب بر بال اندیشه

iconبرچسب‌ها : قرآن كریم, امام علی (ع), مذمّت تقلید, كتاب الهى, خوشبختى, علم و بیدارى,
  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : پنجشنبه 16 مهر 1394
  • نظرات()