تبلیغات
یا مهدی (عج) تا کی انتظار

فقه حج از نگاه امام علی بن ابی طالب علیه السلام - بخش سوم


قسمت سوم ـ افعال حج

دوازده کار در حج واجب است: احرام، وقوف به عرفات و مشعر، منا، رمی، قربانی، حلق یا تقصیر، طواف و دو رکعت نماز آن، سعی، طواف نساء و دو رکعت نماز آن.

در مورد بسیاری از این افعال، سخنانی از امام علی علیه السلام آمده است:

1 ـ از واجبات احرام، تبلیغات اربعه است

عمره تمتع و حج جز با تلبیه درست نیست. یک بار تلبیه واجب است و تکرار و زیاده بر آن، تا زوال روز عرفه، برای حاجی مستحب است(92)

در این باره دو خبر از امیر مؤمنان نقل شده؛ یکی در مورد استحباب تلبیه برای مردان با صدای بلند است؛ علی علیه السلام فرمود: «جبرئیل خدمت پیامبر آمد و عرض کرد: شعار محرم تلبیه است. به هنگام تلبیه صدایت را بلند کن.»(93) فقهای مشهور بر این رأی هستند و بر آن به اخبار دیگری ـ نه این خبر ـ استدلال کرده اند، که شاید به سبب مرسل بودن این خبر است.(94)

دوّمین خبر آن است که فرمود: «تلبیه و شهادت و قرائت قرآن در نمار توسط گنگ، با تکان دادن زبان و اشاره به انگشتان است.»(95)
به نقل از مصادر سنی، نگارنده موسوعه فقه علی بن ابی طالب گفته است:

ابن ابی شیبه و بیهقی و ابن حزم اندلسی در المحلّی به سند خود روایت کرده اند که علی ـ رضی اللّه عنه ـ پیوسته تهلیل می گفت تا به جمره عقبه رسید. «عکرمه» می گوید: با حسین بن علی راه افتادم و تا رمی جمره عقبه می شنیدم که پیوسته تلبیه می گفت: به من فرمود: رسول اللّه این کار را می کرد. نووی در المجموع بیان می کند که علی [ علیه السلام ] تا پیش از وقوف در عرفات، تلبیه می گفت. این خبر معارض روایتی است که ابن ابی شیبه روایت می کند که به ابن عباس گفت: معاویه از تلبیه در روز عرفه نهی کرد و آمد تا عمود خیمه را گرفت آنگاه لبیک گفت. وی می افزاید: معاویه می دانست علی در این روز تلبیه می گفت. از این رو دوست داشت با ایشان مخالفت کند. ابن قدامه در المغنی ذکر می کند که علی تا زوال خورشید در روز عرفه تلبیه می گفت.(96)

2 ـ وقوف در عرفات

وقوف در عرفات از ارکان حج است و هر که به عمد وقوف در عرفات را به هنگام زوال روز عرفه از دست بدهد، حج را از کف داده است. از این رو، در برخی اخبار آمده است که «یوم حج اکبر» (بزرگترین روز حج) روز عرفه است. در این باره از امام صادق علیه السلام روایت است:

«فضیل بن عیاض از ایشان از حج اکبر پرسید. فرمود: خودت چیزی می دانی؟ عرض کرد: آری، ابن عباس می گفت: حج اکبر روز عرفه است؛ یعنی کسی که روز عرفه را تا طلوع فجرِ روز قربانی درک کند، حج را درک کرده است و آن که این روز را از دست بدهد، حج را از کف داده است. امام صادق علیه السلام بدو فرمود: امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: حج اکبر، روز قربانی است و این آیه را دلیل آورد: فَسِیحُوا فِی الاْءَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ که بیست روز از ذی الحجه و محرّم و صفر و ماه ربیع الأول و ده روز از ربیع الآخر است. اگر حج اکبر، روز عرفه بود، سیح (کوچیدن) چهار ماه و یک روز می باشد... .»(97)

در مسند زید از ایشان علیه السلام روایت است:

«هر که وقوف در عرفه با مردم را از دست بدهد و شب هنگام بیاید و در جمعی از مردم، پیش از انصراف امام باشد، حج را درک کرده است.»(98)

3 ـ اعمال منا

در منا سه کار برحاجی واجب است: رمی و قربانی و حلق یا تقصیر (تراشیدن یا کوتاه کردن موی سر). در مورد دومین و سومین عمل، احکام فقهی از امیر مؤمنان آمده، ولی در مورد نخست، بر خبری از امام دست نیافتم. از امام درباره قربانی (هَدْی) احکام بسیاری آمده که در ضمن مسائل آتی آن را ذکر می کنیم:

کمترین قربانی که مجزی است

از ایشان روایت است که فرمود:

شتر و گاو و بز «ثنیه» و میش «ضأن» باشد(99)؛ یعنی بنابر اعتقاد مشهور، شتر پنج سال را تمام کرده، وارد شش سال شده باشد. بز و گاو یکساله و داخل سال دوم شده باشند، جذع، پس از یکسالگی و ورود به دوسالگی است. رأی فقها این است که کمترین قربانی که مجزی است، باید در این سن و سال باشد.(100)

شروط قربانی

فقها شروطی را برای قربانی گفته اند. محقق در شرایع می گوید: «شرط سوم آن است که سالم باشد؛ پس یک چشم و لنگی که آشکارا بلنگد و آنچه شاخش از داخل شکسته یا گوشش بریده است، مجزی نیست. همچنین نرهایی که اخته شده اند یا لاغری که بر پهلوهایش پیه نباشد و...، مستحب است فربه باشد، که در علفزار نگهداری می شود و در آنجا می خوابد و می چرد... .»(101)

در این باره اخبار صحیحی از امیرمؤمنان علیه السلام آمده که مورد استدلال فقهاست و احادیث ضعیفی نیز وجود دارد که در کنار ادله خود آورده اند،(102) مانند:

«برای اطمینان از سلامت قربانی، چشم و گوشش وارسی شود، اگر چشم و گوش سالم باشند، قربانی کامل است و اگر شاخش شکسته باشد یا پایش را به طرف قربانگاه بکشد، مجزی نیست.»(103)

و از ایشان است: «اگر مرد، قربانی لاغر بخرد، مجزی نیست و اگر فربه بخرد، ولی معلوم شود لاغر است مجزی است. در قربانی تمتع نیز همین حکم است.»(104) همچنین نقل شده است: «علی علیه السلام خوش نداشت گوش و بینی قربانی بریدگی داشته باشد اما اگر زمانی سوراخی داشت، اشکال نمی دانست.»(105)

در صورت ضرورت، یک قربانی برای پنج و هفت نفر مجزی است

اصل این است که یک قربانی، برای یک شخص مکلف مجزی است، اما اخباری وارد شده که به هنگام ضرورت و اگر چند نفر، همسفره باشند، یک قربانی، مجزی برای بیشتر از یک نفر است. از شمار این اخبار، روایتی از امیر مؤمنان است: گاو دوسه ساله مجزی برای سه نفری است که از یک خانواده باشند و بالغ مجزی برای هفت نفرِ متفرقه است و گاو پیر مجزی برای ده نفرِ متفرقه است». صاحب جواهر این خبر و مانند آن را ـ از دیگر امامان ـ بر قربانیِ مستحب حمل نموده؛ زیرا در آن تصریحی بر قربانی واجب نیست.(106)

حکم استفاده از شیر قربانی و سوار شدن آن

خبری از امام علی علیه السلام درباره جواز استفاده از شیر قربانی و سوار شدن آمده است. روایت است که ایشان «شیر قربانی را می دوشید و اگر ضرری نداشت، بر آن سوار می شد.»(107) و اگر می دید مردمی پیاده راه رفته و خسته اند، بر (شتر) قربانی سوارشان می کرد و می فرمود: اگر مرکوبِ سوار گم یا سقط شود و همراهش (شتر قربانی باشد)، بر آن سوار شود.(108) تمامی فقها به این حدیث فتوا داده اند.(109)

احکام قربانی

از جمله مستحبات اسلام، قربانی است، علی علیه السلام فرمود:

«اگر مردم می دانستند قربانی چه ثمره ای دارد، قرض می گرفتند و قربانی می کردند. با اوّلین قطره خونی که از قربانی بریزد، قربانی کننده بخشوده می شود.»(110)

ایشان هر سال به نیّت رسول اللّه صلی الله علیه و آله و برای خودشان، دو قوچ را می کشت(111) و می فرمود:

«دو قربانی یا بیشتر بکش و آن را که گوش و چشمش سالم باشد؛ بخر و رو به قبله ذبح کن... .»(112)

و از رسول اللّه نقل است که فرمود:

«شما را از سه چیز نهی نمی کنم... این که گوشت قربانی را پیش از سه روز از قربانگاه خارج کنید. پس از سه روز، از آن بخورید و ذخیره کنید.»(113)

و از ایشان است:

«قربانی در سه روز است، که بهتر، نخستین روز است.»(114)

فقها بر این مطالب فقهی، به ادلّه ای ـ از جمله این کلمات امیر مؤمنان ـ استدلال کرده اند.(115)

هر که قربانی نیافت، ده روز روزه بگیرد

اگر حاجی قربانی نیابد یا نتواند بهایش را بپردازد، به عنوان بدل بر او واجب است ده روز روزه بگیرد؛ سه روز در حج و هفت روز در وطنش. سه روزِ حج واجب است پشت سر هم شد ـ نه متفرقه ـ امام علی درباره آیه : فَصِیَامُ ثَلاَثَةِ أَیَّامٍ فِیالْحَجِّ... فرمود: «روز پیش از ترویه و روز ترویه و روز عرفه، و هر که این سه روز را از دست بدهد، از روز حصبه ـ شب کوچ از منا ـ شروع کند.»(116) تمام احادیثی که از امام علی علیه السلام درباره هدی بود گذشت.

اما حلق (تراشیدن مو) که سومین کار در منا است؛ روایت است که امیر مؤمنان فرمود: «مستحب است تا محاذی گوش بتراشد.»(117) فقها نیز چنین فتوا داده اند.(118)

مصادر امامیه درباره اعمال منا، فقط همین احادیث را در بر دارد، اما آنچه مصادر اهل سنت روایت کرده اند، توسط نگارنده موسوعه فقه علی بن ابی طالب جمع آوری شده است. وی می نویسد:

از مزدلفه (مشعر الحرام) حاجیان به منا می روند و در اولین روز از ایام منا ـ روز قربانی کردن ـ به ترتیب چند کار می کنند: رمی جمره عقبه، قربانی کردن، تراشیدن مو و طواف خروج. علی[ علیه السلام [فرمود: «نخستین کار در روز نحر، رمی جمره، سپس ذبح، بعد حلق و پس از آن طواف زیارت است.»(119)

رمی جمره عقبه

علی[ علیه السلام ] فرمود: «در روز دهم ذی الحجه، پس از طلوع خورشید، با هفت سنگریزه رمی جمره عقبه می کند و با هر ریگی تکبیر می گوید. در این روز فقط بدین جمره رمی می شود.»(120)

ذبح هدی

اگر حاجی قارن (جمع کننده میان حج و عمره) یا متمتّع باشد یا بخواهد کفاره کار خلافش را بدهد، واجب است قربانی کند، که وقتش روز دهم است. پس از ذبح، برخی چیزها بر او حلال خواهد شد.

حلق یا تقصیر (تراشیدن یا کوتاه کردن مو)

پس از ذبح، مویش را کوتاه می کند یا می تراشد، آنگاه مُحلّ می شود، اگر کسی مویش را تراشیده، یا بافته و یا پشت سرش بسته باشد، تقصیر مجزی نیست و باید حلق کند.(121) زن مویش را کوتا می کند. نه اینکه بتراشد. ترمذی و نسائی از علی ـ رضی اللّه عنه ـ روایت کرده اند که فرمود: «رسول اللّه نهی کردند زن مویش را بتراشد.»(122) در موسوعه درباره روز بدل قربانی، به نقل از امام علیه السلام آمده است:

آخرین روز از سه روزی که واجب است در حج روزه بگیرد، باید روز عرفه باشد، علی[ علیه السلام ] در تفسیر آیه : فَصِیَامُ ثَلاَثَةِ أَیَّامٍ فِیالْحَجِّ...فرمود: «آخرینش، روز عرفه است.» و فرمود: «روز ترویه و پیش از آن و روز عرفه را روزه بگیر.»(123)

اگر این سه روز را ـ حتی روز عرفه ـ را روزه نگیرد، آیا باید بعدا بگیرد؟ علی[ علیه السلام] معتقد است: نمی تواند در ایام منا روزه بگیرد؛ چرا که ایام تشریق، روزهای خوردن و آشامیدن است. در این باره علی[ علیه السلام] می فرماید: «اگر روزه را از دست بدهد، پس از روزهای تشریق، روزه بگیرد.»(124) و می افزاید: «پس از این، سه روز در حرم و هفت روز بعد از بازگشت (به وطن) روزه بگیرد.»(125)

4 ـ طواف

پس از اعمال منا، پنج عمل بر حاجی واجب است: طواف حج و دو رکعت نماز آن، سعی میان صفا و مروه، طواف نساء و دو رکعت نماز آن.

درباره طواف، احکام فقهی از امیر مؤمنان وارد شده که ضمن نکات آتی، ذکر می شود:

استحباب برگزیدن طواف مستحب، به جای نماز مستحب در کعبه:

«خداوند در بیت الحرام، صد و بیست رحمت دارد، که شصت رحمت از آنِ طواف کنندگان و چهل رحمت برای نماز گزاران و بیست رحمت برای ناظران است.»(126)

استحباب استلام حجر الاسود به هنگام طواف

از امام صادق علیه السلام روایت است:

«عمربن خطاب از کنار حجرالاسود گذشت وگفت: به خدا قسم، ای سنگ! می دانیم تو سنگی بیش نیستی و نفع و ضرری نداری. فقط شاهد بودیم رسول اللّه تو را دوست داشت. ازاین رو ما نیز تو را دوست داریم. امیر مؤمنان فرمود: ای پسر خطاب! چگونه چنین می گویی، به خدا سوگند! در روز قیامت، خداوند حجرالاسود را در حالی بر می انگیزاند که زبان و لب دارد و به سود آن که بدان احترام کرده، شهادت می دهد. با این سنگ، خداوند عزّ وجلّ زمینیان را قسم می دهد و با آفرینندگانش بیعت می کند.

عمر گفت: در شهری که علی بن ابی طالب در آن جا نباشد، خدا ما را عمر ندهد!»(127)

این حدیث از جمله روایاتی است که دلالت دارد مستحب است طواف کننده در اثنای طواف، مقابل حجرالأسود بایستد، دست ها را به دعا بالا ببرد و آن را لمس کند و ببوسد. صاحب جواهر این حدیث را به هنگام بحث در این مسأله آورده است.(128)

دست بریده، از موضع بریدگی،حجرالأسود را لمس می کند

امام صادق علیه السلام روایت کرده است: از علی علیه السلام پرسیدند: چگونه دست بریده، حجر الأسود را لمس کند؟

فرمود: از موضع بریدگی سنگ را استلام کند. اگر از آرنج دستش بریده باشد، بادست چپش لمس کند(129). برای فتوا در این مسأله، فقها بر این روایت تکیه کرده اند.(130)

هر که یک دور بیفزاید، دوبار طواف هفتگانه می کند

هفت دور در طواف واجب است و حدّی برای مستحب نیست. اگر در طواف واجب، یک دور بیافزاید، واجب است شش دور دیگر کند، تا دو بار طواف هفتگانه کرده باشد.(131)

دلایل عمده در این باب، روایاتی از امیرمؤمنان است؛ مانند صحیحه محمدبن مسلم از امام صادق یا امام باقر علیهماالسلام :

«در کتاب علی علیه السلام است، اگر آدمی یقین کند، در طواف واجب هشت دور گشته است، شش دور دیگر بدان می افزاید.»(132) و امام صادق علیه السلام فرمود: «علی هشت دور طواف کرد. ازاین رو شش دور افزود، سپس چهار رکعت نماز گزارد.»(133) مصادر امامیه درباره طواف، از ایشان علیه السلام همین احادیث را ذکر کرده اند و مصادر سنی احادیث دیگری از ایشان آورده اند؛ مانند: «هرکه طواف را فراموش کند، بر می گردد حتی اگر در خراسان باشد» و «هر که حج گزارد، آخرین عملش طواف بیت باشد، مگر زنانی که حائض باشند، که رسول اللّه بدین سبب آنان را معاف کرد» و «حائض در عرفات وقوف می کند و تمامی اعمال را انجام می دهد و به مشعرالحرام می آید و رمی جمره می کند و سعی میان صفا و مروه می نماید، ولی بیت را طواف نمی کند، تا پاک شود.»(134) و «اگر طواف بیت کنی و ندانی کامل کرده ای یا نه، آنچه را شک داری، تمام کن، که خداوند بر زیادی عذاب نمی کند» و درباره کسی که فراموش کند و هشت دور طواف نماید، فرمود: «شش دور به آن می افزاید تا چهارده دور شود و بعد چهار رکعت نماز می خواند» وروایت کرده اند هرگاه ایشان علیه السلام حجرالأسود را استلام می کرد، می گفت: «اَللّهُمَّ اِیمانا بِکَ وَ تَصْدِیقا بِکِتابِکَ وَ وَفاءً بِعَهْدِکَ واتِّباعا لِسُنَّةِ نَبِیِّکَ مُحَمَّد صلی الله علیه و آله »(135)

پی نوشتها:

1 . مصادر و نصوص این حدیث را در کتاب های سنی و شیعی در حاشیه شیخ حسین الراضی بر قسمت نهم از مراجعه 48 المراجعات امام سید عبدالحسین شرف الدین ملاحظه کنید.

2 . وسائل الشیعه، ج11، ص23، چاپ مؤسسه آل البیت.

3 . وسائل، ج11، صص 12 ـ 11

4 . وسائل، ج11، ص15

5 . وسائل، ج11، ص21

6 . وسائل، ج11، ص128، ح 20

7 . وسائل، ج11، ص102، ح 29

8 . جواهر الکلام، محمد حسن نجفی، ج6، ص442

9 . وسائل، ج11، ص251، ح18

10 . موسوعه فقه علی بن ابی طالب، د. رواس قلعه چی، ص205، به نقل از سنن بیهقی و کنز العمال و المجموع نووی.

11 . جواهر، ج6، ص442

12 . الموسوعه، ص205

13 . وسائل، ج11، ص155

14 . جواهر، ج6، ص393

15 . وسائل، ب16 (وجوب الحج)، ح2

16 . الموسوعه، ص24، به نقل از الروض النضیر، ج3، ص296

17 . سنن بیهقی، ج4، ص348 ؛ المغنی، ج3، ص484

18 . الموطأ، ج1، ص336 ؛ کنز العمال، ح 12465

19 . الموسوعه، ص207

20 . الموسوعه، ص207، به نقل از ابن ابی شیبه، ج1، ص183 ؛ المحلی، ج7، ص174 ؛ سنن بیهقی، ج5، ص108 ؛ کنز العمال، ح14464

21 . جواهر، ج6، صص462 و 463

22 . الموسوعه، ص208، به نقل از المحلی، ج7، ص10 و المغنی، ج3، ص468

23 . وسائل، ج11، ص63، ح1، حدیث سوم و پنجم و ششم این باب، همین گونه است.

24 . الموسوعه، ص204، به نقل از مصنف ابن ابی شیبه، ج1، صص194 و 169 ؛ المحلی، ج7، ص61 ؛ المجموع، ج7، ص80 ؛ المغنی، ج3، ص228

25 . الموسوعه، ص204

26 . جواهر، ج6، ص410

27 . وسائل، ج11، ص182، ح2

28 . وسائل، ج11، ص92

29 . جواهر، ج6، ص410

30 . وسائل، ج11، ص92

31 . الموسوعه، ص204، به نقل از الروض النضیر، ج3، ص138

32 . جواهر، ج6، صص 498 ـ 489

33 . بقره : 196

34 . الموسوعه، ص208، به نقل از المغنی، ج3، ص266 و المحلی، ج7، ص75 و سنن بیهقی، ج5، ص30، و ج4، ص341 و مسند زید، ج3، ص144 و المجموع، ج7، ص201 و آثار ابی یوسف، ص484 و ابن ابی شیبه، ج1، صص 164 ـ 162 و تفسیر ابن کثیر، ج2، و ص103

35 . جواهر، ج6، ص500

36 . وسائل، ج11، ص321، ح5، و ص323، ح2 و ص324، ح4

37 . وسائل، ج12، ص428، ح1

38 . مائده : 96

39 . جواهر، ج6، ص590

40 . الروض النضیر، ج3، ص221

41 . المغنی، ج3، ص309 ؛ المجموع، ج7، ص337

42 . المحلی، ج7، ص250 ؛ المغنی، ج3، ص312 ؛ المجموع، ج7، ص331

43 . سنن بیهقی، ج5، ص182 ؛ سنن ابی داود، مناسک، باب لحم الصید للمحرم ؛ المغنی ج3، ص312 ؛ ابن ابی شیبه، ج1، ص185 ؛ الأم، ج7، ص170

44 . عبد الرزاق، ج4، ص427 ؛ تفسیر طبری، ج7، ص70، چاپ دوم.

45 . ابن ابی شبیه، ج1، ص203 . 1911 ؛ الأم، ج7، ص171 ؛ الأوسط، ج2، ص312 ؛ الإشراف، ج2، ص319

46 . الروض النضیر، ج3، ص269

47 . ابن ابی شیبه، ج1، ص204 ؛ الروض النضیر، ج3، ص269

48 . جواهر، ج6، ص588 ؛ وسائل، ج11، ص432، ح4 و 5

49 . جواهر، ج6، ص633

50 . الموسوعه، ص210 به نقل از الروض النضیر، ج3، صص257 و 265

51 . وسائل، ج12، ص482

52 . المحلی، ج2، ص82

53 . المحلی، ج7، ص260

54 . الروض النضیر، ج3، ص217

55 . الروض النضیر، ج3، ص216

56 . ابن ابی شیبه، ج12، صص181 و 183

57 . المحلی، ج7، ص82 ؛ المغنی، ج3، ص329

58 . ابن ابی شیبه، ج1، ص181

59 . الموسوعه، ص210

60 . ابن ابی شیبه، ج1، ص164 ؛ المحلی، ج7، ص199 ؛ سنن بیهقی، ج5، ص66 و ج7، ص213 ؛ کنز العمّال، ص12845 ؛ المجموع، ج7، ص29

61 . الموطأ، ج1، ص381 ؛ المحلی، ج7، ص180 ؛ ابن ابی شیبه، ج1، ص165 ؛ سنن بیهقی، ج5، ص167 ؛ الروض النضیر، ج3، ص250 ؛ کنز العمّال، ص12815 ؛ المجموع، ج7، ص380 ؛ المغنی، ج3، ص365 ؛ کشف الغمه، ج2، ص220

62 . ابن ابی شیبه، ج1، ص163 ؛ سنن بیهقی، ج5، ص168 ؛ کنز العمّال، ص12798

63 . الروض النضیر، ج3، ص265

64 . الموطأ، ج1، ص388 ؛ ابن ابی شیبه، ج1، ص167 ؛ المحلی، ج7، ص213 و 205 ؛ سنن بیهقی، ج5، ص218 ؛ المغنی، ج3، ص498 و 545

65 . المغنی، ج3، ص299

66 . الروض النضیر، ج3، ص267

67 . الموسوعه، ص211

68 . وسائل، ج12، ص561

69 . جواهر، ج7، ص361

70 . جواهر، ج7، ص368

71 . وسائل، ج13، ص50

72 . جواهر، ج7، صص382 و 383

73 . وسائل، ج13، ص55، ح2 و 4

74 . وسائل، ج13، ص52، ح2 و ص54، ح6، و ص53، ح4

75 . جواهر، ج7، صص352 و 353

76 . وسائل، ج13، ص63

77 . وسائل، ج13، ص87

78 . جواهر، ج7، صص419 و 420

79 . المجموع، ج7، صص403 و 421 ؛ المغنی، ج3، صص509 و 517 ؛ المحلی، ج7، ص227 ؛ الروض النضیر، ج3، ص266

80 . عبد الرزاق، ج4، ص422 ؛ المحلی، ج7، ص234

81 . سنن بیهقی، ج5، ص208

82 . ابن ابی شیبه، ج1، صص177 و 191 و 203 ؛ عبد الرزاق، ج4، ص403 ؛ المحلی، ج7، ص227 ؛ الروض النضیر، ج3، ص226 ؛ المجموع، ج7، ص401 ؛ المغنی، ج3، ص510

83 . المغنی، ج3، ص509 و 511 ؛ الروض النضیر، ج3، ص226

84 . عبدالرزاق، ج4، ص418

85 . عبدالرزاق، ج4، ص420 ؛ المجموع، ج7، ص339

86 . الروض النضیر، ج3، ص248 ؛ تفسیر طبری، ج2، ص235

87 . تفسیر طبری، ج2، ص239

88 . ابن ابی شیبه، ج1، ص165

89 . ابی ابی شیبه، ج1، ص163 ؛ سنن بیهقی، ج5، ص168 ؛ کنز العمال، ص12798

90 . ابن ابی شیبه، ج1، ص166

91 . الموسوعه، صص212 و 213

92 . تحریر الوسیله، ج1، ص416

93 . وسائل، ج12، ص379

94 . جواهر، ج6، ص579

95 . وسائل، ج12، ص381

96 . الموسوعه، صص213 و 214

97 . وسائل، ج14، ص44

98 . الموسوعه، ص215، به نقل از مسند زید، ج3، ص183

99 . وسائل، ج4، ص103، این مضمون از امام در دو روایت دیگر، ص105 تکرار شده است.

100 . جواهر، ج7، ص77

101 . جواهر، ج7، صص84 ـ 79 نک : به سخن محقق و استدلال صاحب جواهر.

102 . همان.

103 . وسائل، ج14، صص110 و 111

104 . وسائل، ج14، ص115

105 . وسائل، ج14، ص129

106 . جواهر، ج7، ص70

107 . وسائل، ج14، ص146

108 . وسائل، ج14، ص147

109 . جواهر، ج7، ص115

110 . وسائل، ج14، ص210

111 . وسائل، ج14، ص206

112 . وسائل، ج14، ص207

113 . وسائل، ج14، ص170

114 . وسائل، ج14، ص93

115 . جواهر، ج7، صص 124 ـ 121

116 . وسائل، ج14، ص183، در همین مطلب، احادیث دیگر از ایشان در ص184 آمده است.

117 . وسائل، ج14، ص229

118 . جواهر، ج7، ص134

119 . مسند زید، ج3، ص244

120 . مسند زید، ج3، ص194

121 . کنز العمال، ص12733

122 . الموسوعه، ص216

123 . ابن ابی شیبه، ج1، ص196 ؛ تفسیر طبری، ج2، ص247

124 . سنن بیهقی، ج5، ص25 ؛ المغنی، ج9، ص479

125 . الموسوعه، ص206

126 . وسائل، ج13، ص312

127 . وسائل، ج13، ص320

128 . جواهر، ج7، ص184

129 . وسائل، ج13، ص343

130 . جواهر، ج7، ص187

131 . جواهر، ج7، صص 199 ـ 197

132 . وسائل، ج13، ص366

133 . وسائل، ج13، ص365

134 . الموسوعه، ص217، به نقل از مسند زیدبن علی، ج3، ص208 و 209 و 275 ؛ ابن ابی شیبه، ج1، ص165

135 . الموسوعه، ص114، به نقل از ابن ابی شیبه، ج1، صص168 و 205 ؛ مسند زید، ج3، ص169 ؛ مصنف عبدالرزاق، ج5، ص501 ؛ المجموع، ج8، ص34 ؛ کنز العمال، ح12519

منبع : میقات حج - زمستان 1379، شماره 34

iconبرچسب‌ها : وقوف در عرفات, روز عرفه, حج, اعمال منا, احکام قربانی, امام علی بن ابی طالب (ع),
  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : شنبه 4 مهر 1394
  • نظرات()