تبلیغات
یا مهدی (عج) تا کی انتظار

مفهوم شناسی دکترین مهدویت

چكیده
میزگردی با نام مفهوم‌شناسی دكترین مهدویت با حضور چند تن از اساتید حوزه و دانشگاه تشكیل گردید كه در آن، موضوع مهم دكترین مهدویت بازخوانی شد. هر یك از اساتید، به گوشهای از مسئله اشاره كردند و به تفسیر و تبیین بیشتر موضوع پرداختند.
در این هم‌اندیشی، به پرسش‌هایی مانند معنای لغوی و اصطلاحی دكترین مهدویت و نقش و موقعیت آن در میان دیگر دكترین‌ها و نظریه‌های كلامی و سیاسی و شیوه راهبردی كردن مسئله، پاسخ داده شد و نیز به تفاوت دكترین با برخی اصطلاحات دیگر هم‌‌چون مكتب، گفتمان و... اشاره گردید، و در مجموع، آشنایی بیشتری درباره این موضوع به دست آمد.
در این مقاله نظرات کارشناسان ذیل در این باره آمده است:
دكتر علی‌رضا صدرا دارای دكترای فلسفه سیاسی و استاد‌یار علوم سیاسی دانشگاه تهران، محقق و پژوهش‌گر عرصه مهدویت كه دارای مقالات و آثار متعددی در این زمینه است.
حجت الاسلام و المسلمین محمد صابر جعفری، دانش آموختة حوزه علمیة قم، نویسنده و پژوهش‌گر در زمینه مهدویت، فارغ‌التحصیل رشتة تخصصی كلام (موسسة امام صادق(ص))، كه معاون پژوهشی مركز تخصصی مهدویت و عضو هیئت تحریریة فصل‌نامة علمی ـ تخصصی انتظار است.
دكتر سید رضی موسوی گیلانی از دانش آموختگان حوزه علمیه قم و دانشگاه در زمینه فلسفه غرب و فلسفه هنر و عضو هیئت علمی دانشگاه است كه در زمینه مهدویت، دارای مقالات و آثاری است و هم اكنون در زمینه مهدویت به تدریس و پژوهش اشتغال دارد.
پورسید‌آقایی: بسم الله الرحمن الرحیم. السلام علی المهدی وعلی آبائه، السلام علی سبیل‌الله الذی من سلك غیره هلك. با سلام و صلوات بر یگانه منجی عالم بشریت و رهایی‌بخش همه انسان‌ها از ظلم‌ها و سیاهی‌ها. سلام بر تنها راه! از این‌كه عزیزان و سروران، دعوت ما را پذیرفتند و قبول زحمت كردند، بسیار متشكرم. امیدوارم كه در این فرصت محدود، بتوانیم گامی در جهت تبیین دكترین مهدویت و ارتقای بیشتر مباحث مهدویت برداریم. همان‌طور كه مستحضرید، مباحث مهدویت، متأسفانه، آن‌گونه كه لازم است، عمیق و كاربردی مطرح نمی‌شود، بلكه بیشتر در سخنرانی‌های عمومی، بی‌رمق و در سطح چند خواب و تشرف برگزار می‌شود. از این‌رو، رسالت خود را در مجلهای كه عهده‌دار مباحث مهدویت و آموزه‌های بالندة آن است، در این دیدیم كه مباحث و معارف مهدوی را در جایگاه شایسته خود‌، به عنوان یك دكترین جهانی و دكترین نظام جمهوری اسلامی، مطرح كنیم. چون به هر‌حال، ما معتقدیم كه مهدویت و معارف بلند و آموزه‌های بالندة آن توان تأثیر‌گذاری و نظریه‌پردازی در عرصه‌های مختلف حیات بشری را دارد. به نظر می‌رسد اگر بخواهیم از آموزة مهدویت در این سطح و گستره استفاده كنیم و آن را در عرصه نظریه‌پردازی به كار بگیریم، اصطلاح دكترین اصطلاح مناسبی باشد. به خصوص این‌كه دكترین تنها یك نظریه انتزاعی نیست، بلكه نظریه‌ای است كه جنبة راهبردی و عملی هم در آن لحاظ شده است.

برای شروع بحث و استفاده از نظرات اساتید و دانش‌وران محترم، سؤال اول در مورد تعریف دكترین و چیستی آن است، و این‌كه اصولاً با این اصطلاح موافق هستند یا نه؟ قبل از پاسخ عزیزان این نكته را اضافه كنم كه با توجه به محدودیت وقت و آشنایی برخی دوستان با نظرات من در مورد این موضوع، تلاش می‌كنم كه در بحث كمتر شركت كنم و فقط سمت‌وسوی آن را حفظ كنم. امیدوارم در این فرصت محدود بتوانیم به جمع‌بندی مطلوبی برسیم.
دكتر صدرا: عنوان دكترین مهدویت به عنوان طرحی الهی و توسط خداوند متعال و از ناحیه او، اشكالی ندارد. ولی من با به‌كارگیری دكترین مهدویت از طرف خودمان، موافق نیستم، زیرا ما موضوع مهدویت و حاكمیت جهانی او را به وجود نیاورده‌ایم و ترسیم نكرده‌ایم. خداوند، از آغاز آفرینش، یك طرح عملیاتی داشته است و مهدویت را هم او مطرح كرده است.
دكترین، در حقیقت، ترسیم یك طرح در ذهن است. مسئله مهدویت، زاییده ذهن ما نیست، بلكه ما آن را ترویج می‌دهیم.
از طرف دیگر، دكترین چیزی است كه امكان تحقق و عدم امكان تحقق آن، محتمل است، ولی حكومت مهدوی، حتماً روزی محقق خواهد شد. دكترین مهدویت در عین حال به عنوان استراتژی، طرح جامع و سازكار و نیز سیاست راهبردی و برنامه عملیاتی انتظار و آمادگی ظهور و تحقق مهدویت و نظریه و نظام سیاسی و جهان نهایی مهدوی، از ناحیه منتظران و توسط آنها، مانعی ندارد.
دكتر موسوی: به نظر می‌رسد، می‌توان فضای مهدویت را از دو منظر بررسی كرد: یكی از منظر زمینه‌سازی برای جامعه مهدویت كه شامل زمان ظهور و قبل از ظهور می‌شود و دیگری از منظر ارائه راهبردهای عملی در اجتماع. شاید بتوان گفت كه در نگرش كلان به مهدویت، ما ایجاد كننده، نیستیم، بلكه آن، یك برنامه الهی است، اما در موضوعات خُرد مهدویت، ناچار باید اموری را تنظیم كنیم و تئوری ارائه دهیم كه اسمش را عملاً دكترین می‌گذارند. بنابراین، ما برای زمینه‌سازی فكری و فرهنگیِ ظهور، عملاً ناچار به ارائه دكترین می‌شویم، مثل دكترین‌های خردی كه در كنار دكترین‌های كلان وجود دارد.
بحث دیگری كه در این‌جا مطرح می‌شود، نگاه ما به جامعه مهدوی است، یعنی برای اصلاح جامعه‌ای كه الان در آن حضور داریم و معلوم نیست تا كی تبدیل به جامعه ظهور می‌شود، نگاهمان باید به جامعه مهدوی باشد و طبق آن، خودمان را اصلاح كنیم. مثلاً باید بپرسیم: فضای فرهنگی‌‌مان را باید چگونه براساس دیدگاه مهدویت تنظیم كنیم؟ بنابراین، اگر ما این طور نگاهی داشته باشیم، عملاً وارد موضوع دكترین سازی می‌شویم.
من درباره گفته‌های دكتر صدرا باید به نكته‌ای اشاره كنم. نخست باید واژة دكترین را از لحاظ لغوی بررسی كنیم و سپس درباره كاربرد این اصطلاح قضاوت و داوری كنیم. با مراجعه به بیشتر فرهنگ‌های لغت، حتی فرهنگ‌هایی مثل و‌بستر، آكسفورد و دائرةالمعارف‌ ادیان، معانی مختلفی را برای دكترین می‌یابیم؛ از جمله آن‌كه به آموزه، اعتقاد به یك حقیقت نظری، فلسفه و مكتب فكری اشاره شده است، هم‌چنیندكترین را به معنای فلسفه هم به كار بردهاند؛ و وقتی میگوییم:
دكترین مهدویت، یعنی فلسفة مهدویت. معنای دیگر آن، مكتب فكری(School of Thouht) است و دكترین‌مهدویت به معنای مكتب فكری مهدویت است.
سومین معنایی كه برای دكترین شده است، ایسم به معنای گرایش است كه بر طبق آن منظور از دكترین‌مهدویت، مهدویت‌گرایی است.
ما می‌توانیم لفظ دكترین را در هر سه این معانی استفاده كنیم. علاوه بر این‌كه به نظر می‌رسد، آن‌چه بیشتر به معنای آموزه به‌كار می‌رود، معنای لغوی دكترین است منتها این واژه، در اصطلاح شناسی یا در معانی ضمنی، معانی دیگری به خودش گرفته است. مثلاً دكترین در ادبیات سیاسی كه در فرهنگ ژورنالیستی، متعارف‌ترین معنای استعمال شدة دكترین است به معنای تئوری سیاسی است، و یا در كاربرد ما از اصطلاح دكترین‌مهدویت منظور نظریهای است كه مبتنی بر مؤلفه مهدویت باشد.
دكتر صدرا: این‌كه مبنای عمل در سیاست باشد، یعنی اتصال آن به سیاست، درست نیست. مقصود، این است كه راهنمای عمل در گزینة سیاست باشد.
دكتر موسوی: اشكال ندارد!
جعفری: ناخودآگاه، درگیر این واژه می‌شوید، و لو اسمش را به زبان نیاورید؛ چون، در جامعه پیش از ظهور یا بعد از ظهور، با آن سر و كار دارید.
دكتر موسوی: دو نكته در این‌جا‌ست: یا مثل ترومن، این دكترین را فقط در فضای سیاست به‌كار ببریم، یا این‌كه دكترین را به عنوان یك آموزه دینی به كار ببریم كه سیاست هم جزئی از آن است. تعریف نخست، مورد توجه نیست و تنها معنای دوم مد نظر ما‌ست.
به نظر می‌رسد كه حداقل، دغدغه دوستان، این نیست كه ما تنها این دو معنا را به كار ببریم، بلكه معنای دیگری از دكترین شده است و در ادیان و مذاهب دیگر هم وجود دارد كه بیشتر مورد توجه ما‌ست و با آموزه‌های دینی ما بیشتر سازگار است. مثلاً دكترین در مسیحیت، به معنای دوم است و در دائرة‌المعارف كاتولیك آمده است. در مسیحیت، وقتی توماس آكوئیناس كلمة دكترینِ را به‌كار می‌برد، به همین معنا به‌كار می‌برد. این‌كه دكترین را آموزه‌ای می‌داند كه رستگاری را برای پیروانش می‌تواند به ارمغان بیاورد، آن را به معنای شرع مقدس به كار می‌برد.
در مسیحیت، دكترین را به معنای تعالیم مذهبی شفاهی و تبشیرهای انجیل به‌كار می‌برند یا یهودیان دكترین را به معنای تعلیمات تورات به كار می‌برند.
از دیگر مواردی كه لفظ دكترین در آن استفاده شده، آموزه مای است كه خیلی به مفهوم فن نزدیك است و از آن به دكترین مای تعبیر شده است.
بنابراین، از آن‌جا كه ما برای اوّلین بار دكترین را برای مهدویت به‌كار می‌بریم و جعل اصطلاح می‌كنیم، این سؤال پیش می‌آید كه: آیا این استفاده، از جهت ادبی و اصطلاح شناسی، درست است یا نه؟
در جواب باید گفت، با توجه به این‌كه لفظ دكترین به معنای فلسفه و گرایش است، هیچ اشكال ندارد كه این اصطلاح را در ادبیات و فرهنگ خودمان، برای مهدویت استفاده كنیم.
پرسش دومی كه مطرح می‌شود، این است كه: پس از جعل اصطلاح، چه معنا و مفهومی از دكترین مهدویت قصد می‌شود؟ چه چیزی را می‌خواهیم ادا بكنیم؟ آیا مهدویت به مثابه دكترین ترومن (سیاسی) است، یا به معنای آموزه كلامی؟
به نظر می‌رسد كه با توجه به این‌كه مهدویت یك باور كلامی است، بنابراین می‌توانیم آن را به عنوان یك مبنای كلامی و نه صرفاً سیاسی، استفاده كنیم.
به نظر می‌رسد كه اصل مهدویت، یك امر حتمی و قطعی الوقوع است و اگر تنها یك روز از عالم مانده باشد، خداوند، آن روز را طولانی می‌كند تا حضرت ظهور كند، ولی تسریع در مهدویت، امر اختیاری و مبتنی بر اراده انسان‌هاست. انسان‌ها می‌توانند در حكومت مهدوی سهم داشته باشند، كما این‌كه قرار بود حضرت موسی سال‌ها از قوم خودش غایب باشد، اما دعا و نیایش مردم این را كاهش داد. ارادة‌ انسان‌ها می‌تواند تسریع بخش مهدویت باشد و اگر اصل مهدویت، یك مفروض كلامی هم باشد، تسریع در مهدویت، یك امر اختیاری است.
اجازه بدهید به مسئلة مهدویت، صرفاً نگاه كلامی نداشته باشیم و نگوییم كه قرآن و روایات مهدویت را پیش بینی و ثابت كرده‌‌اند، بلكه آن‌را از جنبة عقلانی و خرد‌ورزی هم بررسی كنیم. اگر حتی نگاه برون دینی هم داشته باشیم و مفروض بگیریم كه ادیان بحث منجی را مطرح نكرده باشند، باز هم خردورزی، ما را به این نكته می‌رساند كه حقیقت از باطل بهتر است و وحدت بهتر از كثرت است. بنابراین، اگر از این زاویه هم نگاه كنیم، به نظر می‌رسد باز هم حوزه اختیار و اراده انسانها اعتبار دارد. مالرو در قرن پیش گفت، در قرن بیست و یكم، جهان به جهت این نَفْسِ ابلیس‌زده، یا از بین می‌رود و یا جهان دینی خواهد شد. البته، ما چون داریم بر اساس یك پیش‌فرض دینی سخن می‌گوییم، شاید خیلی راحتتر بتوانیم سخن بگوییم، چون قبلاً، در دین، پیش‌گویی شده است، در حالی‌كه اگر این پیش فرض را هم برداریم و از دیدگاه عقلانی بررسی كنیم، باز هم به این نقطه می‌رسیم كه به تعبیر بعضی از اندیش‌مندان تنها یك انسانی فرا زمینی می‌تواند ما را به این وحدت جهانی برساند.
به هر حال، اگر مهدویت را چه به عنوان یك تئوری كلامی‌ و چه به عنوان یك تئوری غیر كلامی، طرح كنیم، در هر دو حوزه، قابلیت دكترین شدن را دارد.
جعفری: اگر بخواهیم دكترین را از یك منظر كلامی، یا منطق فراتر از كلامی و یا غیر كلامی نگاه كنیم، شاید فایدة چندانی در تعریف آن برای ما نداشته باشد، چون دامنه‌اش خیلی محدود است، اما اگر ما فراتر از این نگاه كنیم، گسترة كار فراتر از این می‌شود و با مردم غیر دینی هم یك زبان مشتركی پیدا می‌كنیم. اگر تنها بخواهیم از منظر كلامی، مهدویت را بررسی كنیم، زبان گفت وگویمان محدود می‌شود.
دكتر صدرا: اگر زبان‌كلامی با استدلال‌عقلی همراه باشد، به یك زبان خاصی محدود نمی‌شود.
دكتر موسوی: حرف آقای جعفری، بر یك استدلال فلسفی و برون دینی ناظر است و هیچ اشكالی ندارد. ما در بحث كلامی و سنّتی خود، بحث نیاز به وحی و رسولان را به عنوان مبحث نبوت عامه با استدلال ثابت كرده‌ایم، نه این‌كه چون متون مقدس گفته‌اند، ما هم می‌گوییم. بلكه در هر دو صورت، می‌توانیم این مسئله را مطرح كنیم. از مدینة فاضله افلاطون تا آگوستین و فارابی، همه، در مورد یك جامعة ایده‌آل بحث‌كرده‌اند، اما هیچ كدام با توجه به مدل‌های دینی، این بحث را مطرح نكرده‌اند. ما می‌توانیم بحث مهدویت را در حوزة كلام با عنوان مهدویت و در حوزة غیركلام با عنوان مصلح‌جهانی یا منجی مطرح كنیم و در دین‌پژوهی تحت عنوان مهدی‌گرایی و منجی‌گرایی و یا مفهوم نجات سخن بگوییم. اصلاً، اگر شما به یك دین خاصی هم وفادار نباشید، به این باور می‌رسید كه ناگزیر اصلاحات عمومی عالََم، نیازمند به یك انسان آسمانی است.
پورسیدآقایی: علی‌رغم صحبت‌های زیادی كه شد، هنوز یك تعریف جامعی از دكترین مهدویت نشده است.
دكتر صدرا: دكترین مهدویت، یك نظریه‌ای است كه با تكیه بر آیات و روایات تنظیم شده است، یعنی ما در فرهنگ دینی، مهدویت داریم، نه دكترین مهدویت. اگر یكی از من بپرسد: مهدویت را تو ساختی؟ می‌گویم: نه! در منابع اسلامی آینده مهدویت آمده و حتی شرایط آن هم ذكر شده است، مهدویت در سنت دینی ما هست و در جریان است، چه من به آن معتقد باشم و چه نباشم، منتها وقتی می‌گویم: دكترین مهدویت، یعنی می‌خواهم از مهدویت یك لباسی به قامت عصر غیبت بسازم و این را پاسخ بدهم كه در عصر غیبت، از مهدویت شناخت انسان و امید به آیندة چه استفاده‌ای می‌توان كرد؟ پس دكترین مهدویت، یك تئوری راهبردی است كه تئوریزه می‌شود.
پورسیدآقایی: البته دربارة مهدویت هم به ما دستور داده شده كه نگاهی كاربردی داشته باشیم. مثلاً وقتی در روایت گفته می‌شود: یخرج ناس من المشرق فیوطئون للمهدی سلطانه یعنی باید نگاه كاربردی به مهدویت داشته باشیم.
به نظر میرسد، میتوان بر اساس همین روایت و برخی روایات دیگر نظیر آن، تنوری ام‌القری بودن ایران را برای زمینه‌سازی ظهور در عصر غیبت مطرح كرد.
ام‌القری بودن ایران لوازم خاصی میطلبد كه فعلاً در مقام آن نیستم و خود فرصت‌ دیگری می‌طلبد.
دكتر صدرا: یعنی اگر ما فعالیتی كردیم، تحقق پیدا می‌كند، ولی اگر فعالیتی نكنیم، آن كار انجام نمی‌شود؟
دكتر موسوی: به قول شما، اصل مهدویت، دستور متون دینی است، ولی فرض بگیرید كه ما الان به این نتیجه می‌رسیم كه یك دانشگاه مهدویت یا دانشگاه مجازی بسازیم. در این صورت ارادة ما، در طرح مسئله مهدویت دخالت دارد. و در واقع این ما هستیم كه میتوانیم از آموزه مهدویت، نظریهسازی كنیم و دكترین بسازیم.
دكتر صدرا: اگر از ما نمی‌خواستند، این كار را نمی‌كردیم.
دكتر موسوی: این دانشگاه مجازی را كه از ما نخواستند.
دكتر صدرا: در زمان‌های مختلف، شیوه‌های ابراز مهدویت، فرق می‌كند.
دكتر موسوی: من هم می‌خواهم همین را عرض كنم.
دكتر صدرا: در این‌كه این رسالت بر عهدة ماست، شكی نیست منتها باید با زبان‌های مختلف و مناسب با زمان، بیان‌كنیم و از تمام ابزارهای ممكن هم استفاده‌كنیم. اصلاً، آموزه بودن، یعنی كاربردی بودن و قابلیت داشتن در عرصه‌های مختلف اقتصاد و سیاست و تربیت و مانند آن. لذا اسم آن را دكترین می‌گذاریم و اصلاً خودش یك دستگاه و مكتب فكری است كه نزد ما به دكترین مهدویت شناخته شده است.
دكتر موسوی: اتفاقاً تبدیل نمودن اصل مهدویت به یك بخش‌نامه، كار ماست.
دكتر صدرا: توضیح، كار ماست. تبیین، كار دین است یعنی حدود، تعریف مفاهیم و طرح مبانی مهدویت اعم از انتظار مثبت، پویا و سازنده و نظام نهایی و غایی مهدوی كار ویژه دین دین و اولیا و علمای دینی است، اما نظریه‌پردازی كار پیروان است.
دكتر موسوی: در واقع، اختیار ما، در مسئلة تبیین و ترویج مهدویت، دخالت دارد.
پورسیدآقایی: اگر انسان‌ها می‌خواستند، همان هزار سال پیش ظهور محقق می‌شد، چون و نراه قریب است. اگر همین الان هم قریب بدانیم و كارمان را انجام بدهیم، امام می‌آید. اگر ما زمینه‌ساز ظهور حضرت نباشیم، ظلم فراگیر، زمینه‌ساز ظهور خواهد شد. اگر ما دست روی دست بگذاریم، خود حضرت دست به كار است، ولی آن‌چه تكلیف ماست، این است كه ما زمینه‌ساز ظهور باشیم.
باز هم از عزیزان درخواست می‌كنم كه دكترین مهدویت را واضح و روشن، تعریف كنید!
دكتر موسوی: دكترین مهدویت، یك نظریة كلامی‌ـ اعتقادی و فراگیر است كه می‌تواند در حوزه‌های متفاوت حكومت و انسان‌شناختی و جامعه‌شناختی، پیش از ظهور، مدل رفتاری و فكری ما باشد.
دكتر صدرا: به جای نظریه، آموزه بفرمایید چون دكترین، بعد از نظریه به عنوان تئوری نظری است.
دكتر موسوی: من فكر می‌كنم همان‌طور كه اشاره كردم، مهدویت، یك راهبرد الهی است، از آغاز تاریخ تا پایان آن.
دكتر صدرا: چون دین اسلام به عنوان دین نهایی و جهانی است، لذا می‌خواهد انسان‌ها را وارد عرصه معنویت و انسانیت بكند. به همین جهت، اولیایی را به سوی بشر فرستاده و جانشین پیامبر اكرم( قرار داده است. به نظر میرسد كه با مهدویت، انسان، وارد مقولة حقیقت انسانیت و انسانیت حقیقی، مدنی و معنوی خویش میشود. در این دنیا، حقیقتی وجود دارد كه حاكمیت دارد، اما تحقق نهایی پیدا نكرده است، مثل حقیقت، حقانیت، ضرورت و مطلوبیت همگانی صلح و امنیت و عدالت و مانند اینها. مكتبهای مختلفی هم آمدند و می‌خواستند این حقایق را تحقق بخشند، اما نتوانستند. تنها، مكتب مدنی و متعالی اسلام، این حقایق و ارزشها را به صورت بنیادین، همه جانبه و فراگیر (یعنی هم شامل و هم مانع)، نظام‌مند و هدف‌مند طرح و تبیین نموده است و در این گستره مهدویت میتواند به چنین ارزش‌ها و آرمانهایی جامه عمل بپوشاند. از آن‌جا كه تاریخ بشر علی‌رغم گسست و پیوست‌های ظاهری، حتی علی‌رغم فراز و فرودهای جدی و محتوایی از حیث بنیادین، سیر تكاملی دارد، این حقایق هم روزی به حد تكامل خود به تحقق خواهند رسید.
دكتر موسوی: آن، همان سیری است كه بشر می‌خواهد به آن برسد. البته، این كار، لوازمی ‌هم دارد.
دكتر صدرا: بشریت در حقیقت، با موج اول، وارد مدنیت شده كه بیشتر ماهیت امنیتی نظامی داشته است. موج دوم، توسعة مادی، اقتصادی، صنعتی و فن‌آوری یا ابزاری و تكنولوژیك بشر بوده، و موج سوم، موج معنویتش است. مهدویت، یك جریانی است كه بشر را به حد نهایی می‌رساند، هم از حیث ثبات، صلح و امنیت، هم از حیث عمران، رفاه و بهداشت و هم از حیث سیاسی، فرهنگی و نیز سازماندهی و مدیریت متعالی.
پورسیدآقایی: لازم است در تكمیل صحبت شما عرض كنم، این، نه تنها نگاه فلسفة تاریخ است، بلكه مهدویت، آموزه‌های متعددی هم دارد كه هر كدام می‌تواند تحولی ایجاد كند. آن سلسله پیوندها و تاریخ پیوستی كه در انتها به مهدویت می‌رسد، مورد پذیرش است، در حالی كه مهدویت تنها این نیست و شامل شكل حكومت و رابطة ما با امام و بسیاری چیزهای دیگری نیز می‌شود.
دكتر صدرا: بله! اینها، خود به خود یك واقعیت و حقیقت شرعی و عرفی دارند. البته، باید عرفی‌سازی هم كرد تا ما بتوانیم نقش داشته باشیم و ترویج و رواج پیدا بكند. البته، ما هم جزء این جریان هستیم.
دكتر موسوی: قطعاً، یكی از حكمت‌های آن، همین است.
دكتر صدرا: عقل فطری و قلب ما هم به این مسئله گواهی می‌دهد. مثلاً، همة ما عدالت را دوست داریم، نظم را دوست داریم، ولی نمی‌توانیم آنها را كامل انجام دهیم. من، پنجاهمین سال‌گرد سازمان ملل، در مجمع عمومی آن‌جا بودم. همه، از صلح و امنیت جهانی، عدالت جهانی، توسعه و رفاه جهانی و وحدت جهانی و جهان واحد میگفتند. شما، حس می‌كردید كه آنان هم به مهدی نیاز دارند! ولی همه با زبان بیزبانی میگفتند كه ما نمی‌فهمیم كه چگونه و نمیتوانیم! همه میگفتند كه دنیا، به عدل و وحدت و نظام و نظم و امنیت و صلح و ثبات نیاز دارد. اما هم در تبیین علمی و از آن فراتر در تحقق علمی و عینی آنها و حتی در راهكارها و راهبردها یا سیاستها و سازكارهای مربوطه درماندهاند.
پورسیدآقایی: با همة این گفت‌و‌گوها، درخواست می‌كنم هر كدام از عزیزان، تعریف دقیق خود را از دكترین مهدویت بفرمایند.
دكتر صدرا: مهدویت، سیر هدایت، از ابتدای خلقت و خلافت آدم تا حد نهایی بشریت است. همان بازگشتی است كه در دنیا صورت می‌گیرد، یعنی سیری وجود دارد.
پورسیدآقایی: این تعریف، یك بُعد از ابعاد دكترین مهدویت است، یعنی فقط از منظر فلسفة تاریخ به مهدویت نگاه كردن است. در حالی كه مهدویت، آموزه‌های متعددی دارد كه می‌تواند عرصه‌ها و ساحت‌های مختلف حیات فردی و اجتماعی را متحول كند.
به عنوان مثال، مسئلة حیّ و حاضر و ناظر بودن امام عصر (و یا كهف و پناه بودن آن حضرت و یا شور و امیدی كه در انسان‌ها ایجاد می‌كند، و یا از اینها مهم‌‌تر، این‌‌كه حكومت حضرت و سیره آن بزرگوار می‌تواند الگوی حكومت‌های دینی قبل از ظهور باشد، حتی در ایجاد انگیزه و قدرت روحی، توان‌مندی بی‌بدیلی دارد. هیچ آموزه‌ای این اندازه توان تأثیر‌گذاری در ابعاد مختلف حیات انسان را ندارد. در ایام دفاع مقدس به یاد دارید كه رزمندگان ما وقتی می‌خواستند به جبهه بروند به عشق این‌كه نایب امام دستور داده است، می‌رفتند. اصلاً، یكی از موتورهای محرك انقلاب اسلامی، همین بود كه امام خمینی( را نایب امام زمان( می‌دانستند و گرنه این طور عاشقانه حاضر نبودند جانشان را فدا كنند؛ چه در آغاز انقلاب، چه در هشت سال دفاع مقدس، چه در بسیاری موارد دیگر.
دكتر صدرا: تمام حركات، بر مبنای جاذبه و دافعه است، یعنی علاوه بر سوز حسینی، در جریان انقلاب، امیدی هم بود، و گرنه دچار مشكل می‌شدند. اهل سنت دچار همین مشكل است، زیرا امید ندارد.
پورسیدآقایی: اجازه بدهید یك خلاصه و جمع بندی داشته باشیم. بحث ما، دربارة بازكاوی مفهوم دكترین مهدویت بود. می‌خواستیم مفهوم دكترین مهدویت را بازشناسی كنیم.
مقصود از دكترین مهدویت، نظریه‌های ارائه شده در ساخت‌های مختلف حیات بشری است كه از روایات و معارف مهدویت حاصل می‌شود. به عبارت دیگر، مجموعه معارف و آموزه‌های مهدویت قابلیت تأثیر‌گذاری و تئوری‌پردازی در ساخت‌های بشری را دارد. ما از این تئوری‌پردازی‌ها و با كمی اغماض حتی از این تأثیرات و كاركردها به دكترین مهدویت یاد می‌كنیم.
حال اجازه بدهید، تفاوت دكترینرا با مفاهیمی مانند اید‌ئولوژی، مكتب، نظام، تئوری و گفتمان بررسی كنیم.
دكتر موسوی: هیچ كدام از اینها، مفهوم و جامعیت دكترین را ندارند، زیرا دكترین آموزة اعتقادی و جهانی است و یك تفسیر راهبردی از تمام عرصه‌های حیات بشری دارد، به طوری كه این واژه، همة سؤالاتی را كه در ذهن ماست، جواب می‌دهد و تمام حیات فردی و اجتماعی را پوشش می‌دهد. استفاده از واژه‌هایی غیر از نظام و گفتمان كه یك مقدار متفاوت می‌نمایند، مثل اید‌ئولوژی و مكتب و مذهب آن نتیجه را نمی‌دهد و بیشتر بار اعتقادی و كلامی دارند. به عنوان مثال، برای بایدها و نبایدهای اقتصادی، واژة ایدئولوژی اقتصادی به كار نمی‌بریم.
دكتر صدرا: یك معنای ایدئولوژی، همین است كه شما گفتید. معنای دیگر آن، در ادبیات سیاسی، به معنای وسیلة مبارزه است. در واقع، ایدئولوژی، به اعتقاد و فكر و مذهب، چارچوب خاصی می‌دهد. ما، در علوم فلسفی، اید‌ئولوژی و جهان بینی و مجموع هست یا نیست را مكتب می‌نامیم. جهانبینی مجموعه نظام هست و نیستهایی بوده كه مبانی بینشی، را تشكیل میدهند. همان‌طور كه ایدئولوژی شامل نظام بایستها و نبایستها و احیاناً ناشایستها محسوب میگردد.
هسته همانند خدا هست. جهان هستی، نظام احسن و هدفدار است و مهدی و مهدویت هست و جریان دارد. بایستهها و شایستهها همانند این‌كه بایسته و شایسته است مؤمن و موحد بوده، به نظام هستی و هدفداری و آینده آن خوش‌بین بوده، هم‌چنین شایسته و بایسته است منتظر و آماده مهدی و مهدویت باشد و همانند اینها. ولی در حوزة جامعه شناختی، مكتب و ایدئولوژی با هم تفاوتهایی دارند. به روش‌های خاصی در پاسخ به پرسش‌ها مكتب میگویند كه بیشتر مراد نگرش است، اما اگر سؤال مشترك داشه باشند، روی‌كرد میگویند. لذا در علوم اجتماعی، مسئله مهدویت را مداری محدودتر میكنند و می‌گویند كه سزاوار نیست از مهدویت كه گوهر دین است، ایدئولوژی بسازیم، یعنی این‌كه وظیفه‌ای بسازم برای دفاع از فكر خودم.
دكتر موسوی: این نوع اصطلاحات كه زیاد است، ممكن است با دكترین هیچ رابطه‌ای نداشته باشند. و لزومی ندارد كه ما كلمات و اصطلاحات را با یك‌دیگر مقایسه كنیم. مثلاً، استعمال واژة گفتمان در چند دهه گذشته مطرح شد و منظور فوكو، این بود كه انسان می‌تواند زوایای مختلف یك پدیده را در گفت‌و‌گوها كاوش كند، و حقیقت از جنبهها و زوایای متفاوت، خود را بیشتر نشان میدهد.
دكتر صدرا: باز این كلام، غیر از مطلبی است كه من عرض كردم، یعنی صحبت، در این است كه كسانی كه واژة گفتمان را مطرح میكنند، هدفشان این نیست كه در عرصة مهدویت گفت‌و‌گو بكنیم.
دكتر موسوی: واژة گفتمان بارِ معنایی خاص خودش را دارد. ما نیامدیم به دكترین چیزی اضافه كنیم، بلكه برای كاربردی شدن این مفهوم، این واژه را به كار می‌بریم.
دكتر صدرا: به نظر من، معنایش، فقط محاوره و گفت‌و‌گو و صحبت است.
دكتر موسوی: خیلی از اصطلاحات، وقتی وارد فرهنگ ما می‌شوند، معنای اصلی خود را از دست می‌دهند. ایدئالیسم، در حوزة فرهنگ آلمان، معنای خاصی داشت،‌ اما وقتی در قرن نوزدهم، وارد فرهنگ ما شد، به همان معنا استعمال نشد.
من خودم، غربی بودن این كلمه را ممیزة خاصی نمیدانم. من دكترین را صرفاً یك آموزه نمیدانم، بلكه آموزهای است كه جنبة عملی و كاربردی‌اش حتماً باید لحاظ بشود. در واقع من به آن آموزه میگویم، چون عنصر عقیده در آن است، اما صرفاً یك آموزه نیست، چون قابلیت این را دارد كه به تمام عرصههای حیات بشر، مثل سیاست و اخلاق و...، راه‌كار بدهد و نظریه‌پردازی كند. بنابراین، دكترین مهدویت یعنی آموزهای كه با آن نظریه‌پردازی میشود.
دكتر صدرا‌: دكترین، لفظی است كه از غرب آمده است. به نظر من، وقتی اصطلاحی در ادبیات جهانی جا می‌افتد، استفادة بجا و بهینه از آن، مشكلی ندارد. گفتمان را بیشتر از دكترین فارسی می‌دانند و حداقل، غربی بودنش را به شدت دكترین نمی‌دانند. این، باعث می‌شود كه اصطلاحات دیگری را جای دكترین ترجیح بدهند. حالا خود شما قبول می‌كنید كه این واژه، غربی است؟ خوب، چه اصطلاحی را جای‌گزین آن می‌كنید؟
جعفری: اولاً، بحث ما، نگاه به مهدویت است، و ثانیاً، هیچ كس تفسیر نهایی را نگفته و هر روز تفسیرهای متفاوتی می‌آید، و این هم باید باشد و این مسئله برای ما امید بخش است و بعضاً، این نگرانی هست كه می‌گویند اگر شما دكترین مهدویت گفتید، فردا می‌گویید: مهدویت...، در حالی كه ممكن است شما به خیلی از زوایا پی‌نبرده باشید.
ما می‌خواهیم نظریه پردازی كنیم. ما، دكترین را راهبردی می‌كنیم. باید وارد میدان شد و همان نگاهی كه حضرت امام داشتند، داشته باشیم. حضرت امام در بحث ولایت فقیه فرمودند: غیبت، هزار سال طول‌كشید و ممكن است كه چند هزار سال دیگر هم طول بكشد. ما، در این مدت نمی‌توانیم كه دست از همه چیز بكشیم! آن وقت می‌شود نسخ اسلام. ما كه نمی‌دانیم كه غیبت حضرت چقدر طول می‌كشد! ما كه نمی‌توانیم تمام آموزه‌ها و مباحث مهدوی را كنار بگذاریم! باید بیاییم و آن را عملیاتی كنیم و نگاه دقیق به آن داشته باشیم!
در دنبالة بحث، مطلبی را اضافه كنم. و آن، این است كه علامه جعفری، بعد از چند سال می‌رسد به این مطلب كه ما این درس را چند بار گفتیم، ولی مبتلا بِهِ ما نبود. بحث دیگر، این است كه در ویژگی مؤمن، العارف بالزمان است. می‌گویند، ویژگی مؤمن، این است كه برای امروز نباشد، یعنی همین جمله كه می‌گویند نسل را برای امروز پرورش ندهیم و برای فردا پرورش بدهیم.
دو مسئله در بحث مهدویت وجود دارد: یكی این كه ما امروز را ببینیم و تئوری بدهیم، یا این‌كه اگر شما نظام را در فضای مهدویت می‌برید، باید بیایید آن را در دكترین كلان، مثلاً برنامة چشم انداز بیست سالة نظام جمهوری اسلامی‌ ارائه دهید. همان طوری كه در مقالة خود آورده بودید، ما یك دكترین خُرد داریم و یك دكترین كلان. ما باید یك دكترین كلان ارائه بدهیم كه شامل نسل‌های بعدی هم بشود.
ما، در پیش‌گویی‌هایی نوستراداموس یك جمله‌ای داریم. این آقای اورسن‌ولز مجری برنامه، هر وقت خطر یك رهبر در شرق اسلامی را بیان میكند، بعدش این را می‌گوید: ما اگر به فكر خودمان و نسل آینده‌مان و آیندة آیندگانمان هستیم، از همین الان باید به فكر باشیم تا چنین چیزی اتفاق نیفتد. در این جا، ایشان سه چهار نسل را به عنوان یك خطر بیان میكند كه میگوید بكوشیم چنین اتفاقی نیفتد. به نظر می‌رسد كه ما باید این دكترین كلان را طوری بچینیم كه تنها امروز را نبینیم و بعد بگوییم كه مورد ابتلا ما نبود و ما احتیاج به فكرها و ایده‌هایی داریم كه باید در دكترین كلان به كار برده شود!
دكتر موسوی: دكترین مهدویت، یا به معنای آموزه‌ای است كه دربارة آن نظریه‌پردازی می‌كنیم و تفسیر ارائه می‌دهیم یا به معنای مدرسة فكری است كه از آن، یك سری تعالیم؛ اصول و بنیادها بیرون می‌آید. در این مدرسه، ما می‌توانیم حوزه‌های متفاوت را تأمین بكنیم.
به‌عنوان‌مثال، آیت الله نائینی، از سخن امام صادق(ص)، دربارة اصل حلّیت، توانسته، مدرنیته را با ادبیات دینی سازگار كند. ایشان، با اتكا بر یك روایت برگرفته از امام صادق(ص) توانست از آن، یك مدل سیاسی بسازد.
جعفری: پس شما، در مجموع، واژة دكترین را بیشتر از واژه‌های دیگر مناسب می‌دانید و نظرتان همان واژة دكترین است. آیا واژة دیگری را مناسب‌تر از واژه دكترین سراغ دارید؟
دكتر صدرا‌: ما نمی‌خواهیم مهدویت را با گل‌و‌لای نفسانیت و تعصب و به كار ببریم! واژه‌ها، تا مضاف و مضاف الیه آن مشخص نشود، تقریباً دو پهلوست. ایشان می‌فرمایند، اصطلاح ایدئولوژی به معنای بار اعتقادی و كلامی آن، قبل از رنسانس بوده است. یك بار بعد از رنسانس آمده و بیشتر به عنوان آموزه‌هایی است كه می‌آید و به عنوان یك استراتژی و كاربرد، به كار می‌رود. خوب، اگر این باشد، فرق می‌كند.
دكتر موسوی: البته باید گفت، ایدئولوژی، تا قبل از ظهور است و بعد از ظهور، نمی‌توانیم ایدئولوژی را در حضور حضرت به كار ببریم. منظور از ایدئولوژی این است كه من، از دین، عناصری را كه حالت مبارزه‌ای دارد، گزینش می‌كنم، و از آن، یك تفكر و الگوی سیاسی بسازم. من نمیخواهم از مهدویت یك بیانیه سیاسی بسازم. من، دین را یك مكتبی میدانم كه تمام جنبه های متفاوت حیات با آن تفسیر می‌شود. از این‌رو، باید این آموزه را در حوزه‌های متفاوت تنظیم بكنیم.
جعفری: نظر شما دربارة مكتب چیست؟
دكتر موسوی: اول، باید ببینیم كه مكتب را به چه معنا به كار می‌بریم. اگر مكتب به همین معنا (مدرسه) باشد، هیچ اشكالی ندارد و ما می‌توانیم از دكترین تعبیر به مكتب بكنیم. اما عنصر كاربردی و راهبردی را نمی‌توان در مكتب لحاظ نمود، در حالی كه مكتب تشیع، این قابلیت را دارد كه دكترین از آن بیرون بیایید. در واقع میان مكتب مهدوی با دكترین مهدویت، خیلی فرق وجود دارد. در مفهوم دكترین مهدویت جنبه راهبردی وجود دارد، اما در مفهوم مكتب، جنبه راهبردی وجود ندارد.
بحث دكترین در ادبیات علوم سیاسی و اجتماعی، متعارف است. مثلاً می‌گوییم: دكترین فوكویام. من در مقالة دكترین مهدویت و جهانی شدن، این اصطلاح را تعریف كردم. یكی از انگیزه‌هایی كه لفظ دكترین را انتخاب كردم، این بود كه آن را در فضای تئوری‌هایی بیاوریم كه در صدد تسخیر عالماند.
دكتر صدرا: دكترین به نظر من، یك واژة چگونه شناختی است، امّا در تفكر دوستان، چگونه شناختی، یك پیش درآمدی دارد كه هستی شناختی و چیستی شناختی است. ما به دنبال چگونگی هستیم و این چگونگی، با عمل و علم و زبان و ذهن و بیان درگیر است.
مهدویت فلسفة تاریخ است. مهدویت، ضمن آن‌كه دارای اعتقادات كلامی است، منافاتی با فلسفة تاریخی هم دارد.
ما به مهدویت، از زاویه تئوری و گفتمان نگاه می كنیم، امّا برخی از دوستان، دغدغة نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران را دارند؛ نظام زمینه ساز مهدوی كه توفیق و تداوم آن، تقویت و ترویج مهدویت و گرایش بدان و فرهنگ آن را در پی‌داشته و خواهد داشت. بنابراین، بزرگ‌ترین چالش ارتقای كار‌آمدی این نظام به منظور توسعه و تعالی فكر و فرهنگ و آمادگی مهدوی است. ما نمیخواهیم این منابع و معارف را صرفاً جمع كنیم و اعتقاد را كامل كنیم بلكه می‌خواهیم در عین حال اعتقاد‌سازی كنیم و آن را ترویج دهیم. با توجه به مطالبی كه گفته شد، به نظر من، دكترین بهتر است. و باید این نظام سیاسی را به عنوان فرصتی مغتنم و به مثابه پشتوانه فكری و اجتماعی در نظر بگیریم. حضرت امام می‌توانست بنشیند و كتاب بنویسد، اما در حقیقت، نظام مهدوی را نمونه‌سازی و تفسیر قرآن را عملی میكند و اسلام را نماد می‌دهد و یك موج ایجاد می‌كند.
ما در چگونگی‌ها، باید از الگوی مهدویت تبعیت بكنیم. لذا من فكر میكنم كه در این حد، واژه دكترین باشد كه اولاً دكترین، بیشتر چگونگی‌هاست و جنبة عملی دارد، و ثانیاً، چگونگی‌ها، رو به روی چیستی‌ها و هستیها بوده و بر اساس آنها می‌باشند.
بحث مكتب با مهدویت فرق می‌كند. مهدویت، روی‌كرد اسلام است، ما می‌توانیم كلمة مكتب را در مورد اسلام به كار ببریم و بگوییم: اسلام، یك مكتب است، چون راهبردی بر سر امامت و عدالت است. خداوند، در فضای هدایت تكوینی و الهی و انسانی، مهدویت را تداعی كرده و سر راه ما قرار داده است. بنابراین، اگر مكتب را به این معنا در نظر بگیریم، دكترین آن، جزء عملیاتی آن میشود. جامعة اسلامی هم شامل هستی‌هاست و هم چیستیها. هستیها را می‌توان از عقل گرفت، امّا چیستیها، را باید از وحی گرفت. خداوند، با لطف و عنایت خود، به بشر كمك كرده و اصل ضرورت عدالت را عقل می‌فهمد.
پورسیدآقایی: نگاه شما در دوران غیبت، فقط یك نگاه نمونه‌ای است؟
دكتر صدرا: دوران غیبت، دوران انتظار و آمادگی است. انتظار و آمادگی فعال، مثبت، انقلابی و سازنده، ایجاب مینماید كه منتظران و مسلمانان و فرهیختگان آزاد‌اندیش و بشر دوست‌حقیقی‌جهان، در تبیین نظریه نهایی مهدوی و ترویج آن و در تأسیس و تقویت نظام سیاسی زمینه‌ساز و آماده ساز مهدوی كوشش نمایند، هم‌چون حضرت امام خمینی( كه در پیروزی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران، به عنوان نمونه قدر متقین و قدر مقدور غیر نهایی و به تناسب مقتضیات و میسورات زمان و نسل مجاهدت نمود. بایسته است توضیح داده شود كه جریان و به اصطلاح گفتمان یا دكترین مهدویت، در گستره و در قبال و حتی در مقابل جریان‌های جهانی و گفتمان و دكترینهای رقیب و معارض دیگر و در عصر كنونی قابلیت پیش بینی جهانی را دارد.
در بُعد جهانی، الان دو جریان غالب وجود دارد:
1. جهانی شدن (lobalism)كه در حقیقت، جهانی شدن اقتصاد است و هیچ كس به فكر این نیست كه فرهنگ را جهانی كند.
2. جهانی سازی كه همان lobalization است كه با شكل‌های مختلف انسان سازی و غربی‌سازی و همانند اینها تعبیر شده و تجلی میگردد.
در حقیقت، اولی، جهانی سازی اقتصاد است و دومی، اقتصادسازی جهان، یعنی می‌خواهند سرمایه سالاری را حاكم كنند.
اما جریان سومی هم میتواند وجود داشته باشد كه جهانگرایی (lobality) است. ما وقتی میگوییم گفت‌و‌گوی تمدنه یا جامعة جهانی، یعنی دنیا میتواند در كنار هم قرار بگیرد، بدون این‌كه تنازع، شكاف فقر و غنا و بسان این ناهنجاریها وجود داشته باشد.
در سیرآخرالزمان، ما تبدیل به یك دهكدة جهانی میشویم، و در حقیقت، بشر به جایی می‌رسد كه بنیآدم اعضای یك پیكر میشوند.
موج سوم، حقیقت موج معنویت سیاسی است و انقلاب اسلامی پرچم‌دار آن است؛ همان گرایش مهدوی كه اوج تعالی و تحقق موج معنویت سیاسی و سیاست معنوی و متعالی است و به تعبیر میشل فوكو فرانسوی، این انقلاب و انتظار بار رسالت جهانی را بر عهده دارد.
بدین ترتیب، ما باید بتوانیم با نقد نظریات و نظامات سیاسی بینالمللی و جهانی و نیز در برابر رویكردهای سكولاریستی و هژمونی موجود دكترین مهدویت را در سطح ملی و بین‌المللی مطرح بكنیم.
بنابراین، ما باید در نظام اسلامی یعنی جمهوری اسلامی ایران كه شكل گرفته است، هر اندازه كه شده با ارتقای كار‌آمدی آن در جهت موفقیت آن بكوشیم تا ضمن معرفی و ارائه عملی به دنیای معاصر، راههای پذیرش مهدویت را بازتر و عرصهها را تقویت كنیم، از این‌رو، باید در داخل، خودمان این نمونه را ارائه بدهیم.
حضرت امام می‌گفت كه الان، نظام، شكل گرفته است و ما باید كاری كنیم و به همه بگوییم كه نمونه اسلام و مهدویت در دنیا همین است.
گاهی یك متفكر، با خواندن یك شعر و یك بیت، توانسته یك تئوری بسازد و بیست سال عمر خودش را برای اثبات آن تئوری گذاشته است. همان‌طوری‌ كه در حوزة روان‌شناسی، سیاسی، مدیریت، و امثال آن میتوانید یك دكترین بسازید و آن را نام‌گذاری كنید.
دكتر موسوی: بنابراین، لازم به ذكر است كه دكترین مهدویت، اصطلاحی است كه در عرصة مهدویت، مورد پذیرش است و در عین حال قابل گفت‌و‌گو و بررسی است، و ما در عرصه‌های مختلف، می‌توانیم از مهدویت به عنوان یك مؤلفه بنیادی در نظریه‌پردازیها استفاده كنیم كه در میان مجموعة آموزه‌های دینی، همتایی ندارد.
پورسیدآقایی: از همة عزیزان و سروران شركت كننده در بحث متشكرم، امیدوارم كه این‌گونه گفت‌و‌گوها در تبیین و شناخت هرچه بیشتر موضوع مؤثر بوده باشد.

منبع: انتظار ، شماره 17 الف

iconبرچسب‌ها : دكترین مهدویت, دوران غیبت, امامت و عدالت, انتظار, مكتب مهدوی, امام صادق(ص),
  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392
  • نظرات()